الگوهای تربیتی در قرآن

 

الگوهای تربیتی در قرآن

می‏توان گفت: سازندگان اصلی هر جامعه بزرگان و سردمداران آن جامعه هستند. بنابراین، یکی از شیوه‏های ایجاد محیط تربیتی مساعد، پدید آوردن الگوهای شایسته در آن محیط و جامعه و طرد الگوهای ناشایست است. وجود الگوهای محبوب در جامعه به خودی خود، افراد آن محیط را به سوی آنان سوق می‏دهد و الگوبرداری از مکارم اخلاقی ایشان را ترغیبت می‏کند.
مهم‏ترین نوع یادگیری انسان «سرمشق‏گیری» است. فرد با انتخاب یک الگو یا سرمشق، به تقلید رفتار او می‏پردازد. علاوه بر الگوهای زنده، که محیط تربیتی مساعد را ایجاد می‏کنند، اسوه‏های اخلاقی و انسانی باقی‏مانده از گذشته، مردم را حیات مجدّد می‏بخشند و از لحاظ بار عاطفی، برجستگی و ارزش کاربردی در سرمشق بودن، نقش عظیمی در سازندگی انسان‏ها ایفا می‏کنند.



ادامه مطلب...

آموزش نظم به دانش آموزان بی نظم

آموزش نظم به دانش آموزان بی نظم

 

اگرچه فرزندان برای والدین دوست داشتنی و عزیز هستند، اما گاهی اوقات بی نظمی آن ها می تواند عذاب آور باشد.جمع کردن کتاب ها، یادآوری برنامه درسی فردا، یادآوری انجام تکالیف شب و آماده کردن کیف مدرسه دغدغه والدین است.در اغلب خانه ها نگرانی والدین این است که اگر بی نظمی کودکان به همین روش ادامه پیدا کند، تا رسیدن کودکان به سن دبیرستان به یک دستیار تمام وقت نیاز باشد. سوالی که همه والدین می پرسند این است که چه کار باید کرد؟

 

در جواب به این سوال، کارشناسان می گویند نظم بخشیدن به زندگی فرزندان، به آن ها کمک خواهد کرد تا در آینده بتوانند یک زندگی منظمی داشته باشند. راز آموختن مهارت در این است که با هر مشکل رو به رو شوید و راه حل مناسب را انتخاب کنید. راه حل انتخاب شده به گونه ای باید اعمال شود که تبدیل به یک عادت شود. در این مطلب از «نیوزویک» به چند نکته مربوط به این موضوع اشاره خواهیم کرد که خواندن آن مفید است.


 




ادامه مطلب...

آموزش احترام گذاشتن به کودکان

آموزش کودکان برای احترام گذاشتن به دیگران
 

راه های مختلفی وجود دارد تا از طریق آن به کودکان یاد بدهیم که چطور به سایرین احترام بگذارند. والدین عادت دارند همه چیز را به فرزندانشان امر کنند: "همانطور که من می گویم باید رفتار کنی"، "باید به مادرت احترام بگذاری." و .... در واقع، والدین میتوانند دستورات خود را به کودکان تحمیل کنند، اما نمی توانند آنها را به احترام گذاشتن امر کنند. ما می توانیم فرزندانمان را وادار کنیم آنطور که ما می خواهیم رفتار کنند، اما نمی توانیم مجبورشان کنیم که به ما و بقیه مردم احترام بگذارند. احترام را باید به دست آورد.

احترام فقط با خوب و مهربان بودن به دست نمی آید. البته خوب بودن هیچ اشکالی ندارد، اما پدر یا مادری که با خوبی و مهربانی بیش از حد با فرزندانش رفتار می کند، مطمئناً فرزند یکدنده و سخت گیری بار خواهد آورد. کسب احترام به چیزی فرای خوب و مهربان بودن صِرف نیاز دارد.

 


ادامه مطلب...

محیط زیست

افکار کودکان

به کودکان خود اجازه دهید افکار درون ذهنشان را بیرون بریزند حتی اگر در حد چند کلمه بی‌معنی است

 

صحبت کردن با کودکان در هنگام خواب بسیار بیش‌تر از قصه خواندن قدرت تکلم آن‌ها را افزایش می‌دهد. روانشناسان و متخصصین کودک می‌گویند صحبت کردن با کودکان در هنگام خواب بسیار بیش‌تر از قصه خواندن قدرت تکلم آن‌ها را افزایش می‌دهد. در صورتی که با کودکان درهنگام شب سخن بگویید قابلیت تکلم آن‌ها تا 6 برابر بهتر از حالتی که برای آن‌ها داستان می‌خوانید رشد پیدا خواهد کرد. حتی اگر کودک شما سن کمی دارد و قادر به حرف زدن نیست زمانی که صدای شما را می‌شنود و سعی می‌کند به گونه‌ای به آن‌ها پاسخ دهد مهارت‌های زبانی و تکلمی او به طرز شگفت آوری رشد می‌کند.

نکته جالب توجه این است که بین سنین صفر تا 4 سال تماشای تلویزیون تقریباً هیچ تأثیری، نه مثبت و نه منفی، برروی قابلیت‌های تکلمی کودکان ندارد. از صدها سال پیش والدین برای کمک به خوابیدن کودکان یا ارتباط برقرار کردن با آن‌ها در هنگام شب برای آن‌ها قصه می‌گویند. اگر چه بسیاری از متخصصان کودک این روش را برای بهبود تکلم کودکان مفید می‌دانند اما صحبت کردن با کودکان به مراتب تأثیر بهتری روی آن‌ها دارد.

دانشمندان آمریکایی در تحقیقات خود متوجه شدند: بسیاری از والدین برای رشد قدرت ذهنی کودکان کتاب را انتخاب می‌کنند و گاهی این کار را در نهایت دقت و وسواس انجام می‌دهند تا بهترین تأثیر را روی کودک خود داشته باشند اما حتی بهترین کتاب‌ها هم تأثیر بسیار کم‌تری از یک مکالمه کوتاه کلمه به کلمه بین کودک و مادر دارد. دکتر فردریک زیمرمن از دانشگاه UCLA گفت: بسیاری از متخصصان والدین را تشویق می‌کنند تا برای کودکان خودشان قصه بخوانند تا به این ترتیب علاوه بر ایجاد حس آرامش در کودک او را با لغات و اصطلاحات جدید آشنا کنند. اما با این روش نقش کودک در تبادل اطلاعات نادیده گرفته می‌شود و به این ترتیب کودکان ما به اندازه کافی سخن نمی‌گویند.

محققین در طی یک بررسی 275 کودک را بین سنین 1 تا 4 سال مورد مطالعه قرار دادند و سعی کردند تأثیر عوامل مختلف مانند صحبت کردن آ‌نها با والدینشان، با دیگر کودکان و تماشای تلویزیون را بر قدرت تکلم کودکان بسنجند. بعدها از این کودکان آزمایشاتی به عمل آمد تا قدرت تکلم و زبان‌آموزی آنها در سنین اولیه زندگی مورد بررسی قرار گیرد. در پایان مشخص شد کودکانی که درهنگام شب و قبل از خواب با پدرو مادر خود صحبت می‌کنند نسبت به کودکانی که فقط قصه گوش می‌دهند تا 6 برابر بهتر سخن می‌گویند. آن‌ها لغات بیشتری را می‌دانستند، بهتر از کلمات استفاده می‌کردند و اشتباهات کم‌تری در صحبت کردن خود داشتند. شاید یکی از دلایل آن این است والدین در هنگام سخن گفتن با کودکانشان اشتباهات آن‌ها را تصحیح می‌کردند. چه کودکانی که به داستان گوش می‌کردند هم در قابلیت سخن گفتن خود رشد کرده بودند اما میزان آن‌ چندان قابل توجه نبود. کودکانی هم که قبل از خواب به تماشای تلویزیون می‌پرداختند تقریباً هیچ پیشرفتی از خود نشان ندادند و قدرت تکلم آن‌ها تغییر چندانی نکرد. مطالعات کارشناسان نشان داد کودکان طی یک روزبه طور متوسط نزدیک به 13 هزار لغت جدید را از طریق والدین خود می‌شنوند و همچنین نزدیک به 400 بار با والدین خود به طور مستقیم گفت‌وگو می‌کنند. والدین باید از این فرصت‌ها نهایت استفاده را ببرند و با تصحیح اشتباهات کودکان و معرفی لغات جدید به آن‌ها قدرت مکالمه کودکانشان را تا حد ممکن بالا ببرند. فقط صحبت کردن صرف با کودکان کافی نیست و والدین باید تلاش کنند کودک خود را به حرف زدن تشویق کنند.


 

تضمین آینده کودک

کودک +مهارت زندگی = تضمین آینده

 

 

اغلب اولیاء نگران آینده ی فرزندان هستند.آموزش مهارت های زندگی و آماده کردن کودک برای مدرسه ی زندگی به شکل پایه ای و از سنین کودکی رابطه ی مستقیمی با موفقیت دارد که می توان با تجربه و مطالعه و کسب دانش به دست آورد.با به کارگیری تجارب گذشتــگان ، آنها می توانندزودتر مسائل را یاد گرفته و خود تجربه ی جدیدی را بیافرینند.

حل مساله:

از میان برداشتن مانعی است که شخص را از رسیدن به هدفش باز می دارد.به عبارتی:

1 – پیدا کردن عوامل ایجاد کننده مساله است.

2 – استفاده کردن از راه حل برای از میان برداشتن مساله است.

 راهکارهای حل مساله:

1 - با خواندن راه کارهایی که در آن به راه های مختلف توانستند حل مساله را بیاموزند،از آنها بخواهیم خود به کشف راه حل بپردازند.

 2 -  با انگیزه ای که در آنها ایجاد می کنیم به حل تشویق شوند.

3 -  در جریان حل مساله به عنوان کمک کننده باشیم.

4 -  می توانیم مسائل گوناگون طرح،برای حل از آنها کمک بگیریم.

5 - حل مساله را به توان تفکر و آنها بسیاریم.

6 – در داستان ها او را به جای شخصیت داستانی قرار دهیم.

7 – بعد از خواندن هر مطلبی بخواهیم درباره آن گفتگو کنند.

8 – در متون،لغات جدید و راه حل های نو پیدا کنند.

9 – مطالب خوانده شده را با صدای بلند برای بقیه بازگو کنند.

10 – جهت سنجش درک و فهم بیشتر اهداف متن را بیان کنند.

11- پرسش هایی بپرسیم و جهت رسیدن به پاسخ هدایت کنیم.

12- دامنه واژگان آنها را گسترش دهیم.

13- قوه قضاوت صحیح جهت استخراج مطالب را پرورش و بارور نماییم.

 

توصیه هایی برای تقویت خواندن:

1 – وقتی دانش آموزان به خوبی قادر بودند هر کلمه را که می شوند درست تلفظ کنند و معنی و مفهوم آن را بدانند آموزش خواندن را آغاز می کنیم.

2 – به آنها عادت دهیم هنگام خواندن شکل کای کلمه را بخوانند و روی جزء مکث کنند.

3 – یاد بگیرند،به معنی و مفهوم آن چه می خوانند توجه کنند.

4 – دایره دید خود را روی کلمه های بعدی گسترش دهند،تا ارتباط کلمه های یک عبارت با مکث های نا به جا قطع نشود.

5 – دانش آموزان باید به تدریج عادت کنند کلمه هایی را که خوانده اند بدون اعراب نیز بخوانند و درست تلفظ کنند.

6 – یاد بگیرند در هنگام خواندن،با توجه به معنی جمله و نشانه های نقطه گذاری آهنگی مناسب به کلام خود بدهند.

7 – باید بدانند تکیه صدا باید روی

کدام کلمه یا کدام صدا در کلمه باشد،کجا باید مکث کنند.

8 – باید بتوانند حالات تعجب ،سوال و ... را با آهنگ صدا تجسم و بیان کنند.

9 – خواندن را به صورت عادت در آوریم.

مثال:

داستان دیر رسیدن سیاوش از مدرسه به خانه را برای انها می خوانیم.

1- دلایل دیر رسیدن را بیان

 می کنیم.

2 – می بینیم سیاوش برای حل مشکل از راه حلی استفاده کرده است.

3 – مشخص می شود راه حلی که او انتخاب کرده تنها راه حل نبوده بلکه ساده ترین راه حل بوده.

 4- یاد می دهیم در برخورد با مسائل بهتر برخورد کنند.

داستان یادگیری از زبان فرد دیگر بیان می شود.از آنها می پرسم،بچه ها اگر شما یک روز کاری را درست انجام ندهید یا اشتباهی مرتکب شوید چه می کنید؟

1 – به آنها آموزش می دهیم برای حل باید فکر کنند و راه حل های مختلفی را پیدا کنند تا جرقه هائی در ذهن زده شود.

2 – بفهمند کدام راه را باید انتخاب کنند.

3 – از فکر به خوبی استفاده کنند.

4 – موقعیت ایجاد کنیم تا یاد بگیرند چگونه از فکرشان استفاده کنند.

5 – بعد از کسب تجارب و موفق شدن آنها را تشویق کنیم.

 

 

تغذیه مناسب

 

غذاهای مفید برای یادگیری بهتر و

موفقیت در امتحانات

بسیاری از دانش آموزان روزهای پیش از امتحان را تا حد امکان به مطالعه می پردازند و تصور می کنند که غذا و استراحت مانع مطالعه می شود ، در صورتی که با تغذیه صحیح می توان بازده فکری را افزایش داد.

 

به کارگیری نکات و توصیه های زیر توان شما را برای یادگیری بهتر و موفقیت در امتحانات افزایش میدهد:


 
در زمان کار یا مطالعه غذا نخورید و برای این کار زمان خاصی را در نظر بگیرید تا با آرامش بیشتری غذا بخورید.

 بررسی های دانشمندان نشان می دهد که غذاهای نشاسته ای مانند ماکارونی، برنج و نان به دلیل تاثیر در بهبود کیفیت خواب، در شب امتحان مفید هستند.

 صبح روز امتحان بهتر است به منظور افزایش کارایی مغز، از مواد سرشار از پروتئین یا سرشار از فیبر مانند تخم مرغ، نان سنگک یا بربری با عسل یا پنیر استفاده شود.

 کارشناسان تغذیه به دانش آموزانی که اضطراب زیادی دارند و نمی توانند صبحانه ی مفصلی بخورند، توصیه می کنند از موز و مقداری کشمش استفاده کنند

 بعضی از دانش آموزان به دلیل اضطراب زیاد، امتحانات خود را خراب می کنند، بنابراین بهتر است برای مقابله با این اضطراب از غذاهای مناسب استفاده کنند. بعضی از سبزی ها از قبیل ریحان، نعنا، کاهو و سیب در کاهش اضطراب بسیار مفید هستند.

خوردن نان و پنیر و گردو یا یک ظرف عدسی در روز امتحان کمک می کند تا در طول امتحان آرام باشید. همچنین خوردن عسل و نوشیدنی های حاوی عسل در کاهش اضطراب بسیار موثر است.

 خوردن جگر، گوشت و ماهی، کمک زیادی در کاهش اضطراب می کند، زیرا کم خونی نیز یکی از دلایل کاهش یادگیری و تمرکز است.

  مصرف سبزی و میوه های تازه توصیه می شود.

 در ساعات مطالعه از خوردن ماست ترش و دوغ ترش بپرهیزید و خوردن روزانه شیر و همچنین ماست شیرین را فراموش نکنید.

در ایام امتحان، بیشتر مواظب سلامت خود باشید تا در معرض سرماخوردگی، گرمازدگی، مسمومیتهای غذایی و سوء هاضمه قرار نگیرید و از خوردن غذا در بیرون از خانه جدا خودداری کنید. غذا را خوب بجوید و به آرامی میل کنید.

 در طول روز آب کافی بیاشامید، اما دقت داشته باشید که آشامیدن آب و نوشیدنی های دیگر در وسط غذا سبب اختلال در هضم و ایجاد نفخ می شود.

از مصرف زیاد شیرینی جات و تنقلات خودداری کنید. این خوراکی ها ممکن است در نگاه اول انرژی زا به نظر برسند، اما باید توجه داشت که این قابلیت در آن ها بسیار کم دوام است و پس از مدتی احساس خستگی بیشتری به شما دست خواهد داد.

  بر خلاف تصور عموم، مطالعه و درس خواندن نیاز بدن به انرژی را افزایش نمی دهد، بنابراین استفاده بیش از حد از مواد غذایی شیرین و چرب در طول دوران امتحان، نه تنها مفید نیست، بلکه سبب چاقی می شود.

 صبحانه غذای اصلی است، ناهار و شام را کمی مختصرتر بخورید، اما صبحانه را کامل میل کنید.

 مصرف روزانه یک لیوان شیر، برای ایجاد آرامش در طول دوران امتحان موثر است.

خوردن آجیل از قبیل بادام، کشمش، فندق، گردو و نخودچی که سرشار از منیزیم است، به یادگیری کمک می کند، زیرا کمبود آن یکی از علل کاهش یادگیری است.

  ماست و دوغ ترش، خواب آور است، اما خوردن ماست شیرین مفید است.

  از خوردن قهوه و چای پُررنگ، خودداری کنید .
 
تغذیه متعادل و متنوع شامل نان و غلات، انواع سبزی، لبنیات، گوشت ها و میوهها سبب کاهش استرس در زمان امتحان می شود.

 اگر احساس خستگی می کنید، کمی استراحت کنید. انسان در موقع خستگی احتیاج به استراحت دارد نه محرک، بنابراین مصرف قهوه به منظور بیدار ماندن توصیه نمی شود.

 

 

مدرسه هوشمند پنجره ای به سوی کشف ناشناخته ها

چرا امروزه تلاش های فراوانی برای خود محور کردن دانش آموزان از طریق هوشمند سازی مدارس انجام می شود؟
چرا ایده هوشمند سازی مدارس به مغزها خطور کرد وچرا مدرسه هوشمند توجه جامعه جهانی را به خود معطوف داشت؟
در این مقاله سعی شده است فلسفه و علل ایجاد مدارس هوشمند شرح داده شود.
مسئله ی اساسی این است که نباید محدودیتی برای دانش مورد نیاز یک کودک قرار داد .
نباید با نمره دادن خیال دانش آموز را برای این که او یک فرد باسواد و دارای دانش است راحت کرد.
افرادی هستند که علاقه ذاتی به کشف ناشتاخته ها دارند مانند دانشمندان. اما اکثر افراد نمی دانند چگونه و از چه راهی باید به ناشناخته ها دست یافت.
مدرسه هوشمند این هدف را داردکه این سبک و این روش را به دانش آموز بیاموزد.
در مدرسه هوشمند کشف شده های حاضر و آماده را به خورد کودکان نمی دهیم و از آنان نمی خواهیم اینها را در ذهن خود نگاه دارند تا به عنوان یک فرد باسواد تلقی شوند.
در مدرسه هوشمند شرایطی فراهم می شود تا قانون جاذبه نیوتون بارها و بارها کشف شود و نه آن که از دانش آموز خواسته شود سه جمله زیررا حفظ کند.
قانون جاذبه را نیوتون کشف کرد.
این  قانون را نیوتون زمانی کشف کرد که سیبی از درخت بر زمین افتاد.
قانون جاذبه یعنی زمین همه اجسام را به سوی خود می کشاند.
حتی مجسم کردن این فرایند توسط دانش آموز هم کافی نیست که توسط دانش آموزانی که دارای هوش بالاتری هستند انجام می شود و ما آن را یاد گیری عمقی می نامیم و اگر دانش آموزی فقط آن را حفظ کرده باشد آنرا یاگیری سطحی می پنداریم.که هیچ یک از این ها مفهوم یک یادگیری واقعی را ندارد.
در مدرسه هوشمند این گونه نیست که دانش آموز منفعل جملات معلم را بشنود و یا در کتاب بخواند. در مدرسه هوشمند دانش آموز از خود می پرسد  چرا سوالی که در ذهن نیوتون نقش بست در ذهن من نقش نمی بندد و این تصور را ندارد که این نوع  تفکر یک موهبت الهی است که به نیوتون عطا شده و او تنها باید بکوشد تا از این یافته ها پاسبانی کند. در واقع در یک مدرسه هوشمند به کودک ماهیگیری یاد می دهیم نه آن که برای او ماهی بگیریم.
چگونه اندیشیدن گرچه در بعضی افراد نخبه به صورت ذاتی است اما این فرایند را  به صورت اکتسابی نیز میتوان فرا گرفت.
در مدارس کنونی معلم کودک را یک گوش می بیند که صدای او را می شنود، و نه آنکه او را یک مغز ببیند که از میلیاردها نورون بهم پیوسته ساخته شده که حجم عظیمی از اطلاعات پیرامون خود را در هر صدم ثانیه پردازش می کند.
کودکان از ابتدا نمی توانند اهمیت علم آموزی را درک کنند بنابراین خود قادر نیستند به کسب دانش بپردازند.
این باعث ایجاد ایده ی مدرسه شد. یعنی بزرگترها برای کودکان  خود  این برنامه را ترتیب دادند که آنها از سنی گرداگرد هم جمع شده و تعلیماتی برای آنها در نظر گرفتند که شامل  تجربیات و دست یافته های سایر انسانها علی الخصوص اندیشمندان بود.
تفاوت انسان های نخبه و انسانهای عادی در این نیست که شیوه پردازش اطلاعات آن ها با هم متفاوت است. شیوه پردازش اطلاعات در تمامی انسانها یکسان است. اگر این طور نبود تعاریفی مانند منطق، قانون و درست یا نادرست مفهومی نداشت.
علت این که انسان ها یک  اصل را منطقی می دانند و یا خود را مستلزم پیروی از یک قانون می دانند این است که شیوه پردازش اطلاعات در تمامی آن ها یکسان است.
تفاوت آن است که انسان های نخبه توانایی ارتباط بیشتری با محیط بیرون دارند و می توانند از محیط خارجی اطلاعات بیشتری کسب کنند و پس از کسب اطلاعات ،آن را مانند تمامی انسان های دیگر پردازش می کنند.
اگر مشکل اطلاع رسانی به مغز حل شود تمامی انسان ها این قابلیت را خواهند داشت که به انسان های نخبه تبدیل شوند.
ایده مدرسه هوشمند ، ایده ای برای منبع اطلاعاتی کردن کودکان نیست بلکه ایده ایست برای اینکه به کودک بیاموزیم چگونه از اطلاعات استفاده کند .
در مدرسه هوشمند  سعی می شود تمامی حواس پنج گانه کودک  را درگیر موضوع کنیم و به کمک ابزارهای کمکی چون انیمیشن اطلاعات وروردی به مغز کودک را افزایش دهیم و پردازش اطلاعات ورودی به مغز کودک را به دست خود او بسپاریم.
در مدارس هوشمند نحوه ارزیابی دانش آموزان متفاوت است. دانش  آموز با خود او مقایسه می شود هیچ سقف یا کفی برای اینکه مشخص شود او انسان باسوادی شده یا نه تعیین نمی شود.
در مدرسه هوشمند اطلاع رسانی به مغز دانش آموز متوقف نمی شود. یعنی مانند مدارس عادی نیست که در صبح اطلاع رسانی انجام شود(که البته به شکل ناقص)و از کودک خواسته شود اطلاعات را تا روز بعد در ذهن خود نگهداری کند.
در مدرسه هوشمند با کمک  ابزارهایی مانند نرم افزارهای جامع مدارس ، ارتباط و اطلاع رسانی به کودک  همواره برقرار خواهد بود.
در مدارس هوشمند اطلاعات تنها از طریق گوش به دانش آموز منتقل نمی شود و از او خواسته نمی شود تا زحمت به تصویر کشیدن چگونگی رخداد یک فرایند را خود در ذهن خود انجام دهد. بلکه به کمک فناوری های جدید روند کامل روی دادن اتفاقات پیرامون را برای دانش آموز به تصویر می کشیم و همه اطلاعات را به کودک منتقل می کنیم.
یادگیری در مدارس هوشمند بسیار سریع تر از یادگیری در مدارس عادی است و جالب آنکه مدت زمان نگاه داشت اطلاعات در این مدارس  تقریبا چهل برابر بیشتر از این میزان در مدارس عادی است.
مدرسه هوشمند بر آن است که از کودکی مهارت کار با رایانه را به کودک آموخته و او را برای زندگی درعصر تکنولوژی و ماشین ها آماده سازد.
با مزایایی که ذکر شد چرا هنوز مدارس هوشمند ، جایگاه خود را نیافته اند؟ علت آن مقاومتی است که همیشه انسان ها در برابر یک ابتکار و نوآوری داشته اند و همیشه ترسی وجود داشته که شاید یک ایده نو نظم کنونی را بر هم زند وعدم تسلط و علم کافی و نداشتن نیرویی ماهر و هزینه ها ازسایر مشکلات است که گریبان گیر اجرایی نمودن هوشمند سازی مدارس است.
کشور انگلستان اولین بارایده مدرسه هوشمند را اجرایی کرد. کشورهایی مانند مالزی ،کره جنوبی ، امریکا ، اکراین و چند کشور دیگر هم در این زمینه به عنوان کشور فعال شناخته شده اند.
اگر مدرسه هوشمند براساس استاندارد های صحیح پایه گذاری شود، می توان آن را از لحاظ آموزشی ارتقا داد و باعث می شود بتوان با مدارس هوشمند دیگر حتی در سایر کشورها تبادل اطلاعات انجام داد. می توان همیشه به اطلاعات به روز دسترسی داشت و دانش آموز را با برقراری ارتباط با سراسر دنیا، فردی اجتماعی بار آورد.
تیم تحقیقاتی راهبرد رایانه رستاک  تمامی تلاش و تمرکز خود را برای اشاعه  فرهنگ هوشمند سازی در ایران انجام می دهد تا در تربیت صحیح نوگل های باغ ایران و رساندن آن ها به قله های موفقیت در دنیا  سهیم باشد.