پنجمی ها

مرور دروس

20 نکته در مرور کردن دروس


 

نویسنده:مرتضی حاج بابایی

 

(امید اگر نباشد، زندگی از مرگ دشوارتر است. «محمد حجازی»)
1- هدف از مرور کردن را دریابید. مرور کردن ممکن است به منظور بازآموزی یا بازیابی کردن مطالب یا باز سازماندهی آموخته های قبلی یا فعال کردن ذهن برای افزایش سرعت انتقال ذهنی باشد. اهداف دیگری هم برای مرور کردنتان می توانید در نظر بگیرید و به آنها بیاندیشید. وقت مرور کردن و انتخاب زمان مرور، یک نیاز و یک هنر است. اغلب اوقات دیگران از وقت های مرده خود برای مرور کردن استفاده می کنند. در حالیکه بهترین وقتتان را باید برای مرور کردن در نظر بگیرید نه اوقاتی که خسته هستید یا در برابر تلویزیون نشسته اید.2- مرور نوعی فعالیت مطالعاتی است. سعی کنید این مرورتان فعالانه باشد و نه منفعلانه. یعنی به هنگام مرور کردن باید به طرح سؤال و پاسخگویی به آن، باز سازماندهی آموخته ها، اشکال یابی و رفع اشکال و... بپردازیم.
3- مرور فقط به زمان امتحان اختصاص ندارد بلکه برای تثبیت آموخته ها در زمانهای مختلفی باید مورد استفاده قرار گیرد.
4- مرور کردن فقط خواندن نیست. نحوه و ماهیت مرور بستگی به نوع تکلیف دارد. مرور ممکن است نوشتنی باشد. ممکن است حل کردنی باشد. ممکن است حفظ کردنی باشد. یا تمرین کردنی یا تست زدنی باشد. مثلاً ریاضی را باید با حل کردن نمونه تمرین ها مرور کرد.
5- به هنگام مرور کردن متن کتاب به مواردی که زیر آنها خط کشیده اید به کلماتی که بصورت رنگی نوشته شده است، به مطالب داخل کادرهای ویژه، به پر رنگ نویسی ها و مطالب مشابه توجه کنید.
6- یکی از انواع مرور، مرور آزمونها است. سؤالات آزمونهای مستمر یا آزمونهای قبلی یا آزمونهای سالهای قبل یکی از بهترین روشهای مرور برای ایام قبل از امتحان است.
7- وقت مرور کردن و انتخاب زمان مرور، یک نیاز و یک هنر است. اغلب اوقات دیگران از وقت های مرده خود برای مرور کردن استفاده می کنند. در حالیکه بهترین وقتتان را باید برای مرور کردن در نظر بگیرید نه اوقاتی که خسته هستید یا در برابر تلویزیون نشسته اید.

بیشتر بخوانید: مرور یا دوباره خوانی؟!


8- برای مرور کردن سیر مطالعاتی خاصی را باید دنبال کنید. ابتدا با تعریف ها و مفاهیم آغاز کنید. سپس با مثالها ادامه دهید و آنگاه به تمرین ها بپردازید.
9- یکی از انواع مرور کردن، مرور روشهای یادگیریتان است. شاید اشکال کار شما در همین باشد. مثلاً آیا روش خواندن درسهایتان درست است؟ آیا روش خواندن درسهای مختلف را می دانید؟ آیا روش امتحان دادن را می دانید؟ آیا فنون تست زدن را آموخته اید؟ یا در بکار بستن آن مهارت دارید؟ و...
10- مرور محتوایی، آشناترین نوع مرور است. کاری که شاید تا کنون، بارها و بارها آن را انجام داده باشید. در مرور محتوایی هدف اصلی بازآموزی و بازبیادآوری آموخته های قبلی و حصول اطمینان از یادگیری است.
11- این فکر را از ذهنتان دور کنید که مرور یعنی خواندن حجم ثابتی از مطالب در زمان اندک و با سرعت بیشتر. فکر نمی کنید که این همان تندخوانی است نه مرور کردن.
12- یکی از عادتهای غلط در مرور کردن آن است که تا آخرین لحظه ها و بعضی وقتها حتی تا قبل از شروع آزمون مطالب را مرور کنیم. یافته های علمی روانشناسی یادگیری به شدت ما را از این عمل بر حذر می دارند زیرا باعث تداخل مطالب در حافظه شده و به اصطلاح قاطی می کنیم.
13- مرور عادتها یکی دیگر از انواع مرور کردن است. عادتهای بازدارنده و پیش برنده را شناسایی کنید. عادتهای مضر بازدارنده را از بین ببرید و عادتهای مفید پیش برنده را تقویت کنید.
14- بسیاری از دانش آموزان مرور کردن را در ایام خاصی انجام می دهند که عموماً قبل از امتحان است. این نوع مرور، مرور تراکمی است. این شکل از مرور ارزش یادگیری بالایی ندارد در حالی که مرور مستمر بهترین نوع مرور است. مروری که یا فواصل زمانی متفاوت صورت می گیرد باعث یادگیری بیشتر و بهتر می شود.
15- یکی از نیازهای اصلی هر دانش آموز یاد گرفتن مهارتهای یادگیری است. شما تا چه میزان مهارتهای یادگیری را آموخته اید. مرور مهارتها، یکی از انواع دیگر مرور است که باید به موقع صورت بگیرد. آیا به قدر کافی تمرکز دارید؟ آیا سرعت عملتان بالا است؟ آیا می توانید اضطرابتان را کنترل کنید؟ آیا از حافظه خوبی برخوردار هستید؟ و...
16- در برنامه ریزی درسی خود، زمانی را برای مرور درس هایتان در نظر بگیرید و زمان بندی خاصی هم برای مرورهایتان داشته باشید.
17- تکالیف تان را با دقت و آگاهی انجام دهید. انجام تکالیف به منزله اولین گام در مرور آموخته هایتان در مدرسه تلقی می شود.
18- یکی از عادتهای مفید دانش اندوختن این است که خودمان از خودمان امتحان به عمل آوریم برای اینکه بدانیم آیا خوب یاد گرفته ایم یا نه؟ این شکل ساده ای از مرور ارزیابانه است. ارزیابی از دانش، مهارت و آمادگیهایی که داریم.
19- مرور برنامه ریزی هایتان را فراموش نکنید. شاید نیاز به تغییر و اصلاح داشته باشد.
20- مرور روزانه را هم فراموش نکنید. بعد از هر درس، بعد از هر تمرین و بعد از هر یادگیری نتیجه کارمان را وارسی و مرور کنیم. این کار باعث حفظ و یادگیری بهتر مطالب و سازماندهی عمیق تر آن می شود.

 

نکات مهم برای امتحانی خوب

 

کمک به فرزندم برای موفقیت در امتحانات و آزمون ها

 

امروزه انواع امتحان و آزمون بخشی از زندگی ما شده اند. نه تنها در مدرسه بلکه برای ورود به دانشگاه، برای استخدام و حتی برای یادگیری مهارت هایی مثل رانندگی باید در امتحان شرکت کنیم. بنابر این آشنایی با آزمون ها و نحوه شرکت در آن ها و مهم تر از همه تصور درست از آن ها مهارتی ضروری و مهم است.

 

چگونه به فرزند خود برای آمادگی در امتحان ها و آزمون ها کمک کنیم؟

نگاه شما به آزمون ها در روحیه فرزند شما بسیار تأثیر دارد. بعضی از والدین بیش از فرزند خود از امتحان می ترسند و با رفتارهای خود اضطرابشان را منتقل می کنند. یکی از ویژگی های خانواده های موفق، تشویق فرزندان به استقبال از کارهای دشوار و چالشی است.آن ها نه تنها امتحان را به عنوان دردسر و مانع نمی بینند بلکه به آن به عنوان فرصتی برای نشان دادن توانایی ها و قابلیت ها نگاه می کنند. با این طرز فکر شرکت در آزمون لذت بخش و همراه با آرامش خواهد بود. به این ترتیب مهم ترین راه آمادگی برای آزمون ها رویارویی معقول و با برنامه به جای برخوردی احساسی است.

 

چگونه به آزمون و امتحان نگاه کنیم؟

* هیچ آزمونی تصویر کاملی از توانایی ها و استعدادهای فرزند شما به دست نمی دهد. بنابراین موفق نشدن در یک امتحان نشان دهنده بی استعدادی در همه زمینه ها نیست. مثلاً درحال حاضر کنکور روشی برای انتخاب افراد برای ورود به دانشگاه است و قبول نشدن در آن به هیچ وجه نشان دهنده بی استعدادی در همه زمینه ها نیست.

 

* نشان دهید بچه ها را به خاطر خودشان دوست دارید و ضعف درسی یا نمره کم، باعث کم شدن علاقه و محبت شما به آن ها نمی شود.

 

* بهترین راه کاهش اضطراب آزمون، آمادگی است. دانش آموزانی که با برنامه ای حساب شده، خود را از قبل برای آزمون آماده می کنند، کمتر اضطراب دارند.

 

* یکی از جنبه های آمادگی برای آزمون ها آشنایی است. دانش آموزانی که با نوع سۆال ها، نحوه پاسخ دادن به آن ها، زمان آزمون و مشخصات دیگر آزمون آشنا هستند، آرامش بیشتری دارند و بهتر عمل می کنند.

 

* والدین می توانند با آگاهی از اطلاعات و اخبار آزمون ها که که در رسانه های مختلف ارائه می شود، در وی امنیت خاطر ایجاد کنند.

 

* باید به فرزندتان بیاموزید که فکرکردن به نتیجه، قبل از شرکت در آزمون کار بی فایده ای است. قبل از آزمون و هنگام شرکت در آزمون تنها وظیفه ما حداکثر تلاش است. نتیجه خودبه خود مشخص خواهد شد.

 

کارهایی که شما می توانید انجام دهید

* آگاهی از جنبه های مختلف امتحان یکی از ضرورت های آماده شدن در امتحان است. در ابتدای هرسال تحصیلی تاریخ امتحان های مهم را روی تقویمی علامت بزنید و به فرزندتان کمک کنید تا برای آمادگی در آن ها برنامه ریزی کند.

 

* آشنایی با روش های مطالعه و یادگیری به فراگیری عمیق مطالب درسی کمک می کند. با علاقه و لذت بردن از درس ها که موجب یادگیری عمیق درس ها می شود چیزی به نام اضطراب امتحان و خواندن شب امتحان به کمترین حد خود می رسد.

 

* وجود هماهنگی و انسجام د رخانه باعث می شود که محیط مناسبی برای درس خواندن و مطالعه فراهم شود.

 

* بیدار ماندن شب امتحان باعث کاهش سرعت عمل و حضور ذهن می شود. حضور ذهن و سرعت عمل برای موفقیت در هر نوع امتحان، به خصوص امتحان هایی مانند کنکور بسیار تعیین کننده هستند. بنابراین یادگیری چند مطلب تازه در شب امتحان به قیمت کاهش سرعت عمل و حضور ذهن، عاقلانه نیست.

 

* ثابت شده است که خواب مناسب شب امتحان و خوردن صبحانه مقوی در عملکرد بهتر ذهنی و موفقیت در امتحان اثر دارد.

 

* حساسیت بیش از حد درباره همراه داشتن وسایل، یادآوری ها و تذکرهای مکرر و دستپاچه شدن شما اضطراب فرزندتان را بیشتر می کند. 

 

به فرزندتان کمک کنید تا با روش ها و مسائل مهم شرکت در آزمون ها آشنا شود:

* آشنایی با امتحان ها از نظر نوع سۆال ها و مدت زمان پاسخگوئی به آن ها.

 

* مدیریت زمان و تنظیم وقت برای رسیدن به همه سۆال ها.

 

* وارسی برگه های امتحان از نظر تعداد برگه ها و چاپ شدن پشت و روی برگه ها.

 

* توجه به توضیحات مسئولان برگزاری امتحان و توضیحات معلم در امتحان های کلاسی.

 

* مشغول نکردن بیش از حد ذهن برای پاسخ دادن به یک سۆال (وقتی جواب به خاطر نمی آید) و غافل شدن از سۆال های دیگر.

 

* چند بار خواندن هر سۆال برای فهمیدن دقیق منظور سۆال کننده

 

* تنظیم وقت درباره روز و زمان امتحان و رسیدن به موقع به جلسه امتحان و همچنین پیدا کردن مکان امتحان (در آزمون هایی مانند کنکور) باعث کاهش اضطراب می شود.

عیدانه های درس اجتماعی برای نوروز 97

برای ایان نوروز چند داستان نویسی و خاطره نویسی بر اساس مطالب کتاب اجتماعی برای بچه ها آماده شده است که فایل های آن ضمیمه می گردد.

رشد اجتماعی کودکان

رشد شخصیت اجتماعی کودک از 6 تا 12 سالگی

در دوره سوم کودکی، که دوره نوباوگی یا دوره دبستانی نامیده می‌شود، کودک وارد دبستان می‌شود و آموزش رسمی او آغاز می‌شود. کودک در این دوره از رشد ذهنی سریعی برخوردار است و کم کم با آموزش، خواندن و نوشتن و حساب کردن را فراگرفته و به جهان وسیعتری گام می‌گذارد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز،  در این دوره، رشد بدنی کودک از دوره‌های قبلی کندتر صورت می‌پذیرد. کودک در این دوره، حالتی و عملکردی منطقی‌تر به خود می‌گیرد و متانت و وقار بیشتر نشان می‌دهد. تصویر روشن‌تری از خود دارد و موقعیت خود را در محیط پیرامون بهتر درک می‌کند و تا حدی شبیه بزرگسالان عمل می‌کند. دوست دارد با افراد بیشتر رابطه داشته باشد سعی می‌کند از وابستگی‌اش نسبت به دیگران بکاهد و استقلال بیشتری داشته باشد.

همسالان و همکلاسی‌ها در کودک تاثیر می‌گذارند و او سعی می‌کند وقتی بیشتر را با آنها سپری کند. به بازی با همسالان اهمیت خاصی می‌گذدارد. از رشد اجتماعی نسبتا خوبی برخوردار می‌شود. شخصیت وی در ارتباط با دیگران شکل می‌گیرد. روابط اجتماعی‌اش توسعه می‌یابد. با دنیای محسوسات بیشتر رابطه برقرار می‌کند و ادراکش از مسایل اجتماعی و ملموس‌ عمیق‌تر می‌شود. در این دوره کودک به حقایق تلخ و شیرین زندگی پی می‌برد و می‌تواند واقعیات زندگی را قبول کند، کودک کارآیی بیشتری کسب می‌کند به نظافت و خودارایی علاقه نشان می‌دهد و دوست دارد مورد قبول دیگران قرار گیرد.

1- رشد جسمانی و شناختی

در این دوره، رشد قد و وزن کودک کند تر از دوره‌های قبلی می‌باشد. کودک از جوش و خروش و سبکسری گذشته کم می‌کند. در این دوران رشد استخوان ریشه یک دفتر 6 ساله به اندازه رشد یک پسر 7 سالاه است. پسران کمی از دختران وزن بیشتری دارند ولی از 11 سالگی این ریتم به هم می‌خورد.

از نقاش‌های ابتکاری، کودک لذت می‌برد و سعی می‌کند اشیاء مورد علاقه‌اش را بزرگتر و زیباتر نقاشی کند. در این دوره فعالیت‌های کودکان شباهت و یکسانی زیادی نسبت به هم دارند. به بازی‌های پرجنب و جوش علاقه‌نشان داده و سعی می‌کند با همسالان خود ارتباط نزدیکی برقرار کند. کودکان این دوره تفاوت‌های فردی بارزی دارند و هر کودک دارای فیزیولوژی خاص خود می‌باشد و مطابق با طرح رشد خود پیشرفت می‌کند.

در این دوره احتمال پوسیدگی دندان‌ها و پیدایش بیماری‌ها و انواع حساسیت در کودک افزایش می‌یابد.

شکل اندام‌های بدن کودک و همینطور بسیاری از حرکاتش هماننند بزرگسالان می‌شود. علائم بدنی قبل از بلوغ در این دوران کم کم در کودک هویدا می‌شود. رشد قد، آن ثبات حال‌های قبلی را ندارد. در این دوران- مخصوصا از سن 8 سالگی به بعد – قد دختران کمی از پسران هم بلندتر می‌شود، دستها و چشمها هماهنگی بیشتری برای نوشتن حاصل می‌کند و کودک به تدریج به خطهای غیر کتابی آشنایی می‌یابد و به مرور به سریع‌نوسی عادت کرده و به زیبایی خط اهمیت می‌دهد.

در این دوران، کودک با نقاشی احساسات و تخیلات و بسیاری از علایق خود را مطرح می‌کند. کودک گرایش به فعالیت‌ و تحرک بیشتری پیدا می‌کند (مخصوصا از ده سالگی به بعد) و سعی می‌کند مشکلات خود را به دست خویش حل کند. رفاه و آسایش او تحت تاثیر خصوصیات ساختمانی بدن کودک قرار دارد و مدل‌های جسمانی وی ایده‌آلی و دارای خصوصیات جسمانی بارزی هستند و هماهنگی بیشتری بین عضلات دست و چشم برای نوشتن حاصل می‌شود.

تفاوت در اندام دختران و پسران نسبت به سن‌مان قبل از سالاگی بارزتر است. هر چند رشد کودک بیشتر به وراثت بستگی دارد. ولی عواملی مثل غذا ، استراحت، بهداشت، خانواده در روند رشد دخیل می‌باشند.  سلامت جسمی ذدر سازگاری عاطفی و اجتمانعی کودک اثر زیادی دارد.

2- رشد و پرورش عقلانی

رشد عقلی در این دوره به سرعت به سمت تکامل بیشتر ادامه می‌یابد کودک به تدریج می‌فهمد که با اندیشیدن و آزمایش و خطا می‌توان مشکلات را حل کرد. می‌تواند موقعیتهای مختلف را به هم ربط دهد و با هم تلفیق کند. رفتارش تا اندازه‌ای شباهت به بزرگسالان می‌یابد و مقاومتش در مقابل تلقین همچنان کم می‌باشد. به سرعت نام اشیاء قابل لمس و عین را آموخته و تجربیات حاصله را سازماندهی می‌کند. افزایش مفاهیم و تعمیم آن بر اساس عینیات استوار می‌شود و خواندن و نوشتن و حساب کردن به این تعمیم کمک کرده و با مفاهیم بیشتری او را آشنا می‌کند. استعدادهای مختلف وی شکوفا می‌شود. مخصوصا در زمینه مسایل مهمی رهبری و حرکتی در سن ده سالگی رشد کیفی او سریعتر می‌شود. تصویر روشن‌تری از خویشتن و مقام و موقعیت خود درک می‌کند. تفکر بیشتری در این زمینه‌ها از خود بروز می‌دهد با مفاهیم گسترده‌تر بیشتری آشنایی می‌یابد.

در این دوره اشیاء را می‌تواند بر اساس سن، جنس، شکل، اندازه و …. طبقه بندی کند و از موارد ا ستفاده از آنها آگاهی کسب کرده و مهارت پیدا می‌کند. در این سن موقعیت خانوادگی در وی تائید به سزایی دارد. مخصوصا در رشد و افزایش بهره هوش وی نقش زیادی خواهد داشت. مشاهدات عینیات و تجربیات ملموس وی را در علت‌یابی مسایل کمک می‌کند و به مفاهیم پی می‌برد به درک بهتری از کمیت و کیفیت می‌رسد به طبیعت علاقمند می‌شود و به زیبایی اهمیت خاصی می‌دهد. جهات اصلی را تشخیص می‌دهد و به تفکر انتزاعی می‌رسد و توان آن را دارا می‌شود که در نبرد اشیاء ، در مورد آنها بیندیشد و تفکر کند.

کودک در 12 سالگی نیرویش در تجسم فضایی و درک روابط عددی خلاقیت بیشتری پیدا می‌کند و می‌تواند اشیاء را از نظر خصوصیات که کمتر نمایان است، طبقه‌بندی و ربته بندی کند. قوه حافظه و درک وی از حقیقی بودن یا غیر حقیقی بودن چیزی، بیشتر شده و توجهش به این موارد بیشتر می‌شود.

هر گاه آنان را بطور منطقی و شایسته راهنمایی کنند در تفکر منطقی پیشرفت قابل ملاحظه‌ای می‌کنند. در این دوره آهنگ رشد عقلیو اندیشه و استدلال از مراحل پیشین عمیق‌تر و سریعتر می‌باشد و کودک می تواند جزئیات و ویژگیهای مختلف مفاهیم و اشیاء را درک کند در این سال‌ها، وی به درک بهتر و بارزتری از علت و معلول مسایل دست می‌یابد مفهوم زمان را عمیق‌تر درک کرده و جهات فرعی و اصلی را به تدریج فرا می‌گیرد. به زیبایی و دلربایی علاقه زیادی نشان می‌دهد و درک وی در این مورد به سمت معیارهای بزرگسالان سیر می‌کند. دوست دارد اطلاعات بیشتری راجع به اشیاء و مسایل مختلف به دست آورد و آنها را طبقه بندی کند. در این زمان هر چه کودک با راهنمایی و آموزش با پدیده‌ها آشنایی بیشتری پیدا کند احتمال پاسخگویی معقول‌تر و بهتر به کودک در این دوران می‌تواند هر لحظه به نقطه آغازین برگردد و عملکرد آگاهانه داشته و با تشکیل فرضیات به پیش‌بینی عملکرد خود و دیگران بپردازد و با استفاده از این عملکرد فرد، کارها را به خوبی انجام داده و از اشتباه خود بکاهد.

3- رشد و پرورش عقلانی

اضسراب و نگرانی کودک در این دوران بیشتر می‌شود زیرا به توجه همسالان، والدین و معلمان نسبت به خود اهمیت می‌دهد و دوست دارد مورد پذیرش آنها قرار گیرد نسبت به سنین گذشته، از متنانت و خویشتن داری  بیشتری برخوردار است . رنج و شادی می‌تواند در تحریک عواطف او موثر باشد. در برابر خشم وترس دانش‌های دفاعی داشته و رفتارهایش بیشتر جنبه بدنی و حرکتی دار.

اختلاف خانوادگی یا جدایی والدین در عواطف او تاثیر بسیار بدی می‌گذارد و از رابطه عمیق خانوادگی تاثیر می‌گیرد . دوست دارد که همه چیز را بدست آوردو از دست دادن چیزی در او ایجاد خشم و تنفر می‌کند. خشم و نفرت خود را به صورت مکانسیم‌‌‌های مختلفی به صورت قهر و آشتی نشان می دهد تا اندازه‌ای زا روی بهره و عملکرد آنها، حالت خشم،‌محیت،‌نگرانی و خوشحالی را می‌توان درک کرد.

دوست دارد به هدف فرد زود برس و موانع موجود بر سر راه رسیدن به هدفش او را به خشم می‌آورد. به مهر و محبت والدین و دیگران محتاج است و این مهر و محبت به وی پویایی و انرژی می‌دهد، موفقیت و پیروزی را دوست دارد و آرزو می‌کند که همیشه روزگار بر وفق مرا باشد. فکر جدایی از پدر و مادر او را به هراس می‌اندازد، دوست دارد که همیشه با آنها باشد. پذیرفته شدن در جمع دوستانو همبازی ها و عدم پذیرش عاطفی از طرف والدین در ایجاد اختلال شدید عاطفی می‌کند.

در دوره ده سالگی به بعد  واقعیت مرگ را بهتر حس می‌کند و به حتمی بودن آن پی می‌برد. بیشتر مواقع از والدین خود اظهار رضایت می کند و بیشتر اهل عمل و قطعیت می باشد. درون گرایی و تفکر یکی از ویژگیهای بارز این دوره از زندگی کودک است.

در تعبیر و تفسیر عواطف و انفعلات آینده را تا حدی در نظر می‌گیرد. اگر کودک اساس خجالت و کمروئی کند خود را کنار می‌کشد و از همسالان و جمع جدا می شود. حالات هیجان مثل: خشم،‌ترس در او پایدارتر  از سنین گذشته است و چند دقیقه ای دوام می‌یابد. پرخاشگری و تعارض وی با دیگران بیشتر جنبه زبانی و لفظی دارد دوست دارد در غم و شادی دیگران شریک باشد، مخصوص در ناراحتی با دیگران همدردی می‌کند و توقع دارد دیگران نیز چنین باشند.

کودک از معلم و کودکن همسن و سال خود تاثیر می گیرد و دوست دارد که هیچوقت چیزهایی که مونرد علاقه وی است به نظر نیافته و از ابن بابت نگرانی ابراز می‌دارد، مخصوص اگر گروه یا دسته‌ای مورد علاقه وی باشند به خطر افتادن آنها او را به خشم و اضطراب دچار می‌کند. از آینده نامعلوم و ناموفق می‌ترسد و دوست دارد بداند که در آینده چه اتفاقی می‌افتد. به هنر علاقمند است و دوستدارد احساسات و عواطف شخص خود را بیان کند و معمولا سلیقه ها وخلاقیت‌ وی در نقاشی و خط و کارهای هنری مشخص شود.

کودک همراه با یک سلسه ظرفیتهای بالاقوه بدنیا می‌آید.خصوصیات جسمانی مانند، رنگ مو و چشم ، ریخت  بدنی و شکل انسان، اساسا در هنگام بسته شدن نطفه تعیین می شود. در پژوهشی که با نوزدان، چند دقیقه پس از تولد آنان صورت گرفت،‌ از لحاظ خصوصیاتی مانند میزان فعالیت سازگاری با تغییرات محیط فراخنای توجه و خلق و خی کلی، تفاوت‌های پایایی بین آنها مشاهده شد.

این خصوصیات آغازین خلق و خو در بسیاری از کودکان که مدت بیست سال رشد آنان مورد مطالعه پیگیری قرار داشت،‌پایدار مانده است در رشد و پرورش کودک سه عامل از همان ابتدا موثرند.

1) فطرت و غریزه: که انسان در میلیون‌ها سال موجودیت و سیر تکامل خود، ساخته و ذخیره کرده است و از طریق ژنها و مطابق قوانین توراث به نوزاد منتقل می‌شود.

2) تجربیات: از کلیه تجربیات انفرادی و ساده و پیچیده ای که نوزاد از لحظه تولد، تا لحظه مرگ کسب خواهدکرد.

3) تعلیم و تربیت: که توسط آن قسمتی از نتایج فرهنگ و تمدن بشر به فرزند انسان منتقل می‌کند.

انسان از بدو تولد نه تنها احتیاج مبرمی به نگهداری و حمایت بسیار دقیق دارد،‌بلکه به آموزش و پرورمش طولانی نیازمند است.

تجربه  نشان داده که کودکانی چند روزه حتی می‌توانند به راحتی در استخر شنا کنند و حتی واکنش‌های شعور آمیز از خود بروز دهند.

بنابراین برای آنکه کودک خود را به بهترین شکل تربیت کنیم محیط اطرافش را به خوبی برای رشد و پرورش او مهیا کنیم و تا جای ممکن از همه نظر پاک و منزه باشد.

در کودکستان، دبستان، مدرسه و … و معلم و مربی وظیفه دارند متناسب با مقتضیات سنی کودکان، عناصر اساسی فرهنگ را به آنان  انتقال دهند و به کودک و نوجوان در ساختن منش و خلق و شخصیت خویش کمک کنند.

کودک چند هفته بعد از تولد شروع به تقلید می‌کند و از راه تقلید کارهای بی شماری می آموزد و خود را با موقعیت های گوناگون وفقمخی دهد اگر راههای گوناگون را که مردم برا ی اعمالشان انتخاب میکنند زیر نظر داشته باشیم ،‌مشاهده می کنیم که تقریبا همه از الگوی عامی پیروی می کنند، الگوهایی که متختصصان مکانیزمهای شعور نام نهادند.

این مکانیزمها راههایی هستند که شخصیت انسان بوسیله آنها در برابر عدم امنیت ، ترس یا اضطراب از خود دفاع می‌کند و فرقی ندارد که این مشکلات از تعارض درونی انسان ناشی  شده است یا از سازگای بین فرد و محیط.

عواملی که بر رشد شخصیت اجتماعی کودک اثر دارد

– شیوه‌های پرورش کودک

– جایگاه سنی کودکان در خانواده

– تک فرزندی

– تعداد اعضای خانواده

– روابط فرزندان خانواده

– روابط پدر و مادر با فرزندان

چگونگی تشکیل و رشد شخصیت انسان

شخصیت عبارت از مجموعه‌‌یی از صفات و خصوصیات می‌باشد که فرد را از دیگران متمایز می‌سازد. پیرامون شخصیت انسان قرآن مباحث جالب و گسترده‌یی دارد]، چنان که انسان را موجود دوبعدی می‌داند یعنی بعد مادی و معنوی که این دو بعد فرهنگ انسانیت و شخصیت اجتماعی او را در بستر تاریخ شکل می‌دهد و رشن می‌سازد .

اینکه انسان از لحاظ اسلام چگونه خلق می‌شود؟ رگه‌های شخصیتی او در جهان هستی چگونه خلق می شود؟

روانشناسی می‌کوشد تا به این پرسشها و هزاران پرسش پاسخ گوید. از لحظه‌ای که خداوند به فرشتگان خطاب می‌کند که من می خواهم جانشینی برای خود در زمین انتخاب و خلق کنم از اینجا فضیلت و برتری انسان در زمین روشن می شود و بزرگی شخصیت و اندیشه فرهنگی او در نظام هستی چهره درخشان و روشن به  خود می‌گیرد .

به گفته دانشمندی که انسان در این جهان آنقدر کوچک است می‌تواند آنقدر بزرگ شود که جهان در برابرش کوچک شود که در جهان معاصر عملا ما شاهد کوچک شدن جهان از لحاظ ارتباطات هستیم.

که جهان را به صورت یک دهکده درآورده است. تشکیل شخصیت انسان در نخستین مرحله از زندگی در خانواده گذاشته می‌شود. اینکه کدام عوامل باعث رشد و تشکیل شخصیت انسان می‌شود و کدام است؟ و عواملی که باعث رشد و تشکیل شخصیت انسان می‌شود عبارتند از::

1- نقش خانواده

خانواده یک گروه کوچک اجتماعی که شامل یک زوج و فرزندان می‌باشد و در خانه یکدیگر زندگی می‌کنند. و خانواده، نماد فرهنگی اجتماعی و بهترین دانشگاه برای رشد شکل گیری شخصیت، آموزش و پرورش و تکوین هویت کودکان است. اگر فرهنگ خانواده مبتنی بر عدالت آزادی مناسب، قانون و دموکراسی باشد و تمام نیازهای روانی و حیاتی آنان به نحو مطلبوب بر آورده شود آینده کودک هویت پر معنی،‌شخصیت اجتماعی،‌حقوقی و سلوک هدفمند می‌باشد. خانواده شبیه یک ساختمانی است که نیازی به یک طراح و معمار ماهر دارد.

چنانچه فروید داشنمند و روانشناسی معتقد بود که در نخستین روزهای زندگی وقتی کودک کلمات من و تو را به زبان می‌آرود شخصیت او شکل می‌گیرد و از آن به بعد پیوسته در حال رشد می‌باشد. و شخصیت انسان از سه نوع فرآیند پویا و متعادل ساخته شده که بعبارتی از نهاد من و فرامن می‌باشد او از همان لحظه به هویت خویش پی می برد که من که هستم؟ به کجا آمدم؟ و چطور زندگی کنم؟ و دارای کدام ویژگیهای حقوق میباشم؟

خانواده باید همواره در رعایت حقوق کودکان شان که باعث رشد شخصیت اجتماعی و سیاسی می شود توجه نماید.

بعضی از جنبه‌های رعایت حقوق اطفال عبارت است از: پذیرش اعلام سرور،نوازش و برخورد خوب، برخورد خوش،‌گوش دادن به او، قبلو عذاو،‌به حساب آوردن ا و،‌عدم تبعیض در خانواده احوال پرسی و احترام و توجه به او می‌باشد که رعایت موارد فوق به کودکان نه تنها هویت می‌دهد بلکه موقفشخصیت او در جامعه آشکار می‌شود.

کودکان زمانی می‌توانند هویت انسان بودن خود را درک نماید که به حرفها و سخنان او به مهربانی و بدون تبعیض گوش داده و احترام به نام او را یک اصل و اسلامی و وجدانی و حقوقی بداند. بنا گفته می‌توانیم که تا زمانی ما خانواده‌ةای تربیت یافته نداشته باشیم فرزندان تربیت یافته نداریم و خانواده نقش اساسی ر ا در تشکیل و رشد شخصیت کودکان دارد و فضای عاطفی، اخلاق، تعلیمی و تربیتی نقش اساسی را در رشد شخصیت کودکان دارد.

2- نقش اجتماعی:‌

اجتماع گروهی از افرادی است که بوسیله‌ای یک فرهنگ و روابط پیشینه‌ای تاریخی گرد هم آمده‌اند. قدم دوم بعد از خانواده اجتماع بود. که نقش اساسی را در رشد شخصیت،‌آموزش و پرورش تکوین هویت انسانها دارد و جامعه‌یی که دارای شخصیت فکری است که برای هر درد خود فکری داری و برای هر مشکل خود راهی می‌یابد در جهان معاصر موضوع شخصیت فکری انسان مطرح بحث است و جامعه شخصیت فری خود را از فکر می‌گیرید که بر اساس دردها،‌ نیازها، مسایل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و دینی خود جامعه باشد جامعه‌ای که شخصیت فرکی نداشته باشد، تعریف خود را هویت خود را، درد خود را با فکر دیگران بیان می‌آورد.

شخصیت فکری سلامتی جامعه و تمام نهادهای آن را حفظ می‌کند. چرا یک جامعه یک جامعه اسیر به اسارت فکری دچار شده و به شخصیت فکری نه می‌رسد؟ اسارت فکری نه تنها جامعه را با آزادی نه می‌رساند،‌بلکه امکان رسیدن به شخصیت فکری و هویت انسانی را نیز جامعه می‌گیرد.

آیا ما توانسیم دردهای گذشته و حال را تداوی کنیم؟ از اشتباهات گذشته چه درس را آموختیم؟

در جواب باید گفت که اشتباه همیشه مربوط به گذشته نیست و اما این امتیاز در زمان حال وجود دارد که با بررسی کردن اشتباهات دیروزی، با مشکلات امروزی برخورد فکری معقول به عمل آمد. می‌تواند و این امکانی است که اشتباهات امروزی را به طور نسبتی کاهش داد. و تکامل بودن شخصیت هویت ما را رنگین تر می‌سازد.

انسان در جامعه امروزی انسانی دارای حقوق و آزاد بهای و تساوی در برابر هم قرار دارند. بناء اجتماع و پیشرفته باعث رشد شخصیت و اندیشه سالم شده و جلو تمام بحرانها را می‌گیرد.

3- نقش فرهنگ: فرهنگ عبارت از مجموعه از روشها و منشهای فکری جامعه در مورد مسایل اجتماعی اقتصادی، و مذهبی است. به عقیده دانشمند فرهنگ، بیان کننده شخصیت یک جامعه است و جامعه‌ای که در مرحله‌ایی از رشد شخصیت فکری و فرهنگی رسیده باشد می‌تواند درد خود را و خود را و حقوق خویش را بازخواست نموده و خواهان تساوی حقوق دور از تبعیضات در جامعه باشد . به همین علت است که فرهنگ سالم در یک جامه باعث سلامتی روانی و رشد دهنده شخصیت فرهنگو سیاسی می‌باشد. برای اینکه بدانیکه که چرا یک جامعه خرافی است ؟

باید خرافات در فرهنگ جامعه جستو گردد و فرهنگ خونی است که در شاهرگهای فکری و معنوی جامعه جریان دارد و جامعه انرژی لازم فکر و معنوی خود را از فرهنگ خود می‌گیرد. فرهنگ تنها بازتابی از سطح تولید اقتصادی جامعه نیست و فرهنگ نه تنها از اقتصاد بلکه از سیاست، دین و مناسبات اجتماعی جامعه  نیز متاثر شده و به نوبه خود به تمام آنها تاثر گذاشته.

آنچه جلو رشد شخصیت انسان را در جامعه می‌گیرد اسارت فکری، فقر فرهنگی،‌خشونت و آسیبهای روانی می‌باشد و فرهنگ سالم بیان کننده شخصیت یک جامعه می‌باشد.

بنابراین اگر بخواهیم افراد جامعه ما در مرحله از رشد شخصیت و تکامل برسد، باید خانواده، اجتماع منحیث یک نهاد فرهنگی و اجتماعی در جهت رشد، آموزش و پرورش ،‌شکل گیری شخصیت از آغاز زندگی آنان تلاش نماید. تا افراد آینده که از درون جامعه برمی‌خیزد یک شخصیت سالم داشته و بتواند از طریق اندیشه‌های سالم که در محیط امن و محفوظ رشد یافته و جامعه را به سوی آزادی، دموکراسی، عدالت و وحدت برساند.

هر انسان در قبال جامعه خویش مسئولیت دارد که جلو تمام بحرانهای روانی، اجتماعی و فرهنگی و اخلاقی را بگیرد و خانواده جامعه و فرهنگ نقش اساسی را در رشد شخصیت آموزش و پرورش و شکل گیری شخصیت و تکوین هویت انسانها دارد.

دوران نوباوگی(6 تا 12 سالگی)

دوره دوم از شش سالگی شروع می شود و تا قبل از یازده، دوازده سالگی ادامه دارد. ابتدای این دوره با ورود به مدرسه آغاز می شود. ورود به مدرسه و کلاس کودک را آماده می سازد تا به سرعت تغییراتی در نگرش ها و ارزشها و رفتارهای خود ایجاد کند. کودک در انتهای این دوره به تدریج با تغییرات جسمانی و روانی مهمی روبرو می شود این تغییرات نگرشها و رفتارهای کودک را به نحوی تغییر می دهد.

رشد بدنی

این دوره از نظر رشد جسمی آرام و نسبتا یکنواخت است. مهمترین تغییرات جسمانی در دوره کودکی دوم به شرح زیر است:

قد: افزایش قد متوسط در این دوره بین 5 تا 8 سانتیمتر است. بلندی قد دختر 11 ساله 147 سانتیمتر است و بلندی قد یک پسر متوسط در همین سن تقرببا همین اندازه تا حدودای کمتر است.

وزن: در این دوره وزن در مقایسه با قد بیشتر افزایش پیدا می کند. افزایش سالانه بین 1.5 تا 2.5 کیلوگرم است. وزن دختر 11 ساله متوسط 40 کیلوگرم و پسر 11 ساله حدود 39 کیلوگرم است.

تناسب بدن: در این دوره اگرچه سر هنوز نسبت به سایر اعزای بدن بزرگتر است بسیاری از بی تناسبی ها که در دوره قبل وجود داشت از بین می رود. زیرا دهان و آرواره بزرگتر، پیشانی پهن تر و لبها بزرگتر می شود و بینی هم در اندازه و هم در ترکیب وضع بهتری پیدا می کند. تنه در این دوره درازتر و باریکتر، گردن قوی تر ، سینه و شکم پهن تر، بازوها و ساق ها دراز تر و دست ها و پاها به آرامی و به مقدار کمی بزرگتر می شود.

اندازه چربی و عضله: در دوره کودکی دوم بافت چربی سریعتر از بافت ماهیچه ای رشد می کند در حالیکه در ابتدای بلوغ بافت ماهیچه ای از جهش رشد فراوانی برخوردار می شوند. رشد چربی و ماهیچه بستگی به ساختمان بدنی دارد. روشن است در کودکانی که ساختمان بدنی آندومورفیک دارند رشد چربی بیش از رشد ماهیچه است در حالیکه  کودکان دارای ساختمان بدنی فرومورفیک عکس این قضیه صادق است و در کودکانی که ساختمان بدنی اکتومورفی دارند رشد چربی و ماهیچه بر یکدیگر برتری ندارند و به همین دلیل کودکان استخوانی و لاغر به نظر می آیند.

عوامل زیر عمده ترین دلایل تفاوتهای کودکان در رشد جسمانی است:

  1. ساختمان بدنی: ساختمان بدنی کودکان در این دوره بر رشد وزن و قد آنها اثر می گذارد. کودکان دارای ساختمان بدنی اکتومورف که بدنی باریک و دراز دارند از کودکان دارای ساختمان بدنی فرومورف کم وزن ترند. به طور کلی کودکانی که ساختمان بدنی فرومورف دارند در مقایسه با کودکان دارای ساختمان بدنی اکتومورف یا اندومورف از سرعت رشد بیشتری برخوردارند و زودتر به سن بلوغ می رسند.
  2. تغذیه و بهداشت: بهداشت و تغذیه مناسب از جمله عوامل مهم رشد جسمانی و روانی کودک به شمار می آیدکودکانی که تغذیه و بهداشت بهتری دارند در مقایسه با کودکانی که از تغذیه و بهداشت ضعیف تری برخوردارند سال به سال رشد بهتری می یابند. کودکانی که در طول سالهای اولیه زندگی از بیماری های مختلف، مصون و محفوظ مانده اند، نسبت به کودکانی که در این سالها دچار انواع بیماریهای دوره کودکی شده اند رشد بیشتری خواهند داشت.
  3. فشارهای عاطفی: تنش های هیجانی نیز تاثیر نامطلوبی بر رشد جسمانی دارد. کودکان آرام که تنش های هیجانی و عاطفی ندارند در مقایسه با کودکانی که دارای آشفتگی و تنش های هیجانی هستند از رشد بیشتر برخوردارند. تنش های هیجانی بر رشد وزن بیش از رشد قد تاثیر دارند.
  4. هوش: باهوش در مقایسه با کودکانی که به لحاظ هوشی در حد متوسط یا پایین تر از متوسط هستند آمادگی بیشتری برای بلند قدتر شدن و سنگین وزن تر شدن از خود نشان می دهند. اگر چه نمیتوان تاثیر عوامل محیطی و تربیتی را نیز نادیده گرفت.
  5. تفاوت های جنسی: تفاوت های جنسی که در رشد جسمانی سالهای اولیه کودکی کمتر مطرح بود در این دوره دخالت بیشتری می کند. چون پسران در مقایسه با دختران رشد ناگهانی دوره بلوغ خود را معمولا دیرتر شروع می کنند تا زمانیکه به بلوغ جسمی برسد تا حدودی هم از نظر قد و هم از نظروزن از رشد کمتری برخوردارند. دندانهای دایمی در دختران تا حدودی زودتر از پسران درمی آید در حالیکه سر و صورت پسران در مقایسه با دختران بیشتر رشد می کند.

مهمترین ویژگی های شناختی کودکان در این دوره به شرح زیر است:

الف) مفهوم نگهداری ذهنی: در این دوره زمینه روانی و شناختی فرد ظرفیت جدیدی پیدا می کند که تثبیت کمیت یا نگهداری ذهنی است اگر تا قبل از دوره ی خصوصیات و مشخصات اشیاء ( اعم از فیزیکی و هندسی) برای او وضع ثابتی نداشتند در این دوره کودک بر اساس عملیات منطقی عینی به دنیای خارج ثبات و دوام بخشیده و ملاکهای ثابتی در ساخت فکری او به وجود می آید. بنابراین منظور از نگهداری ذهنی این است که اگر ظاهر اشیاء خارجی تغییر کند وضع آنها در ذهن کودک ثابت می ماند و او چنین تشخیص می دهد که این اشیاء به ظاهر تغییر کرده، همان اشیاء سابق هستند. نگهداری و تثبیت ذهنی، تابع مسئله ی مهم بازگشت پذیری است. بازگشت پذیری به این معنی است که در هر عملی امکان بازگشت به نقطه شروع است. مثلا زمانیکه خمیر پهنی را به شکل خمیر گرد در بیاوریم کودک با استفاده از مفموم بازگشت پذیری این توانایی را دارد که آن را به شکل اول خود تصور کند و دریابد که آنها از لحاظ مقدار یکی هستند و فرقی نکرده اند.

استدلالهایی که کودک در زمینه نگهداری به کار می بندد:

  1. استدلال به صورت این همانی

یعنی یک چیز همان است که بود نه چیزی به آن افزوده شده و نه چیزی از آن کم شده است.

  1. استدلال به صورت عمل عکس

به این معنی که کودک خمیر را به صورت اول در بیاورد و تغییری نکرده است.

  1. استدلال به صورت جبران

مثلا کودک دو خط هم اندازه ای که دقیقا روبرو هم نیستند را برابر تشخیص می دهد و می گوید بلندی یک طرف کوتاهی طرف دیگر را جبران می کند.  هر سه نوع استدلال متضمن مساله ی بازگشت پذیری است. و این وضعیت در واقع نگهداری ذهنی نسبت به واقعیات محیط را در کودک به وجود می آورد.

انواع نگهداری یا جنبه های مختلف نگهداری ذهنی:مفاهیم نگهداری ذهنی جنبه های مختلف از اشیاءرا در برمیگیرد. این مفاهیم ترتیب عبارتند از :مفاهیم نگهداری ذهنی ماده، وزن و حجم،   :  براساس مطالعات پیاژه، کودک در حدود هفت هشت سالگی فقط بقای کمیت ماده ی اشیاء را قبول دارد اما هنوز فکر می کند که صفات دیگر آن تغییر کرده است. در حدود 9 سالگی به بقای وزن نیز معتقد می شوند ولی هنوز بقای حجم را قبول ندارند. در حدود 11 سالگی به ایم مساله نیز اعتقاد پیدا می کنند همچنین بعد از حدود 7 سالگی به ترتیب خیلی از اصول دیگر مربوط به نگهداری کمیت ها بوجود می آیند مانند عدد، نگهداری طول، نگهداری سطح به نشانه ی رشد تفکر کودک در این دوره است.

  1. نگهداری ذهنی ماده،وزن و حجم

دو لیوان مشابه با ابعاد یکسان را که هر دو از آب پر شده به کودک نشان می دهند. دو حبه قند را در یکی از لیوان ها می اندازند و قبلا از او می پرسند آیا سطح آب بالاتر خواهد آمد یا نه. بعد از اینکه قندها در آب فرو رفتند سطح جدید آب در لیوان را ملاحظه کرده، 2 لیوان را وزن می کند به طوری که کودک ببیند لیوانی که در آن قند ریخته اند از لیوان دیگر سنگین تر است. سپس از کودک سئوالاتی می پرسند.

– آیا قند آب شده چیزی از آن در آب (ماده آن) باقی ماند؟

کودکان کمتر از 7 سال منکر هر نوع بقای قند محلول هستند و طبعا بقای وزن و حجم آن را نیز قبول ندارند. از نظر آنها حل شدن در آب مستلزم نابودی کامل و محو شدن قند است. از نظر کودکان طعم شیرین آب نیز بعد از چند ساعت یا چند روز از بین می رود. در هفت سالگی کودک فکر می کند که قند محلول هنوز در آب باقی مانده است یعنی اینکه ماده حفظ می شود در این مرحله حل شدن قند بصورت تبدیل آن به آب شیرین یا دانه های ریز و مخلوط شدن با آب و یا بصورت های حبابهای نامرئی در آمدن توجیه می شود یعنی کودک در این مرحله تغییر شکل ماده را می پذیرد.

– آیا وزن لیوان حاوی قند همانطور سنگین تر باقی خواهد ماند یا بعد از آنکه قند در آن حل شد دوباره مساوی با وزن لیوانی خواهد شد که آب خالص و بدون قند دارد؟

از نظر کودک قند محلول نه وزن دارد و نه حجم. کودک منتظر است بعد از حل شدن قند در آب، وزن آن از بین رفته، سطحش نیز به صورت اول پایین بیاید. در مرحله ی بعدی که حدود 9 سالگی ظاهر می شود کودک در مورد ماده همان استدلال را بکار می برد. اما به یک پیشرفت اساسی دیگر هم رسیده است. به عقیده او هر یک از دانه های ریز قند یا حباب های نامرئی دارای وزن هستند و وقتی همه وزنهای این دانه ها یا حباب های کوچک به یکدیگر اضافه می شوند دوباره همان وزن حبه قندهایی که در آب حل شده اند بدست می آید.

– آیا سطح آب دوباره پایین می آید به طوری که مساوی با دیگری شود یا همان اندازه که هست(حجم آن) باقی خواهد ماند؟

در حدود 11 تا 12 سالگی کودک بالاخره الگوی توجیهی خود را به حجم نیز گسترش می دهد و اعلام می دارد که هر کدام از حبابهای کوچک یا دانه های ریز، جای کوچکی را اشغال می کند و مجموع این جاهای کوچک مساوی با جای قند است که در آب حل شده است به نحوی که دیگر آب در لیوان پایین نخواهد آمد.

  1. نگهداری ذهنی عدد:

برای بررسی نگهداری ذهنی عدد ابتدا هفت گلدان یا ظرف مشابه را در یک ردیف قرار داده یک دسته گل در نزدیکی آنها قرار می دهیم سپس از کودک می خواهیم که در هر گلدان یک گل بگذارد سپس گلها را از گلدانها برداشته در یک دسته قرار می دهیم و از کودک سئوال می کنیم آیا هنوز گلها و گلدانها همان تعداد است. آیا تعداد گلها بیشتر شده یا برعکس

کودکان 4 تا 5 سال اغلب نمیتوانند بین گلها و گلدان مقابله یک به یک برقرار کنند آنها گلها را در پایین ردیف گلها طوری قرار می دهند که آخرین گل در برابر آخرین گلدان قرار می گیرد. کودکان 5 تا 7 سال می توانند مقابله یک به یک را انجام دهند به طوری که ردیف گلدانها از نظر تعداد با ردیف گلها برابر است ولی اگر گلدانها از نظر تعداد با ردیف گلها برابر است ولی اگر گلها بصورت دسته درآید کودک معمولا خواهد گفت که تعداد گلدانها بیشتر است. کودک از 7 سالگی به بعد معمولا به سرعت و به درستی جواب های مساله را به دست می آورد. انها درک می کنند که اگر اشیاء پخش یا جمع باشند تعداد آنها تغییری نمی کند.

  1. نگهداری ذهنی طول:

به کودک 2 قطعه چوب یا مداد کاملا یکسان نشان می دهیم. ابتدا از کودک سئوال می شود که آیا چوبها هم طول هستند یا یکی از آنها درازتر است. زمانیکه او اطمینان حاصل کرد که آنها یک اندازه هستند یکی از چوبها به نسبت بالا یا پایین برده می شود. از کودک سئوال پرسیده می شود آیا هنوز چوبها هم طول و هم اندازه هستند یا یکی درازتر است. کدامیک چرا؟

قبل از هفت سالگی کودک اغلب چنین فکر می کند که طول یک چیز نسبت به چیز دیگر هنگامی که حرکت می کند تغییر می کند. بنابراین می گوید قطعه چوبی که بالاتر رفته بلندتر است ولی در مرحله بعد از هفت سالگی به سهولت در می یابد که قطعه چوبها یک اندازه باقی می مانند. کودکان با استفاده از استدلال این همانی و جبران اندازه چوب را با وجود تغییر ظاهری یکسان می بینند.

  1. نگهداری ذهنی سطح:

با نشان دادن دو مستطیل مقوایی از کودک سئوال می کنند که آیا آنها هم اندازه هستند یا یکی بزرگتر است. هنگامی که او قبول کرد که آنها هم اندازه هستند مستطیلی که از دو مثلث تشکیل شده است به شکل یک مثلث تغییر داده می شود و سئوال بالا تکرار می شود.

ب) طبقه بندی

طبقه بندی منطق جز به کل است که در این دوره به سهولت در کودک یافت می شود . این توانایی به کودک امکان می دهد که اجزا را در کل داخل سازد یا برعکس اجزا را از کل جدا کند. شکل ساده منطق جز و کل را می توان بصورت دوایر متفاوت هم مرکز که غالبا برای طبقه بندی جانوران و گیاهان به کار می رود نشان داد.

در دوره کودکی اول این نوع طبقه بندی وجود ندارد زیرا به کار بردن منطق جز و کل ممکن نیست مثلا اگر اشیایی به شکلها و رنگهای گوناگون داشته باشیم کودک قادر به طبقه بندی آنها نیست فقط آنها را به شکل توده هایی طبقه بندی می کند یعنی او تابع شکل فضایی مجموعه ای است که با این اشیاء تشکیل داده است.

هنوز نمی توان منطقی در آن مشاهده کرد اما در دوره دوم کودکی کودک اشیاء مختلف را بر حسب شکل یا رنگ براحتی طبقه بندی می کند و از نوعی منطق که به آن منطق عملیاتی می گویند استفاده می کند.

انواع طبقه بندی :

کودک در این دوره می تواند اشیاء را به شیوه های مختلف طبقه بندی کند. شکل، رنگ و اندازه از عمومی ترین راه های طبقه بندی کودکان است البته کودکان قادرند مجموعه ای از این سه را نیز به کار ببرند و بر اساس کاربرد، جنس و … به طبقه بندی اشیاء بپردازند. بدیهی است که هرچه سن کودکان افزایش پیدا کند شیوه های طبقه بندی آنها متنوع تر می شود.

انواع طبقه بندی: براساس شکل- براساس اندازه- براساس رنگ- طبقه بندی چندگانه

ج) ترتیب یا ردیف کردن

کودک در این دوره با تغییر شناختی دیگری به نام ترتیب یا ردیف کردن روبرو می شود. هنگامی که عمل ترتیب یا ردیف کردن را بیان می کنیم از منطق روابط در کودک صحبت می کنیم پایه و ریشه ردیف کردن یا ترتیب در دوره حسی – حرکتی قرار دارد.

در آغاز هفت سالگی کودک قادر می شود که اشیاء را به ترتیب از کوچک به بزرگ ردیف کند و این پیشرفت به علت بروز بازگشت پذیری است. این منطق عینی است یعنی شکل و محتوا را از هم جدا شده اند و به کار بستن این منطق در شرایط عینی امکانپذیر است.

پیاژه بین ردیف کردن و طبقه بندی کردن در تفکر منطقی فرق می گذارد. در عین آنکه دو عمل بسیار به هم نزدیکند و تقریبا در یک زمان برای کودک به وجود می آیند. ردیف کردن منطق روابط و آمادگی کودک را برای کار با عدد نیز شامل می شود زیرا اعداد نیز باید به ترتیب قرار داده شده یا ردیف شوند.

در درک اعداد نیز مساله بازگشت پذیری و منطق جز و کل دخالت دارد کودک زیر هفت سال اعداد را به کار می برد ولی هنوز روابط بین اعداد و قانون ترتیبی آن را به طور منطقی درنیافته است. همانطور که وقتی از کودک خواسته می شود که مثلا اعداد را از ده به یک بشمارد نمی توتند یا قادر نیست که جمع و تفریق را که لازمه همین توانایی ترتیب یا ردیف کردن است انجام دهد. کودک در این دوره به چنین توانایی های شناختی دست پیدا می کند.

د) مفهوم زمان و مکان

مفهوم مکان یا فضا در کودکان بسیار زود ظاهر می شود. کودکان بسیار زود از جای اشیاء و وسعت و فاصله آن تصوری به دست می آورند. دست زدن به اشیاء و راه رفتن و تمرین حواس به یاری اصطلاحات خاصی مانند چپ و راست- بالا و پایین و مانند آن وضع اشیاء را در فضا روشنتر می سازد. در دوره دوم کودکی، کودک به تدریج آماده می شود که مفهوم مکان را بسیار گسترده تر از دوره قبل و فراتر از صورت محسوس آن درک کند.

اگرچه در این دوره درک کودک از مکان نزدیک و محسوس فراتر می رود درک از امکان هنوز عینی است و او برای درک مکانهای دور نیازمند به تصاویر عینی است.

مفهوم زمان به مفهوم مکان وابسته است اما تحول این مفهوم در ذهن کودک قبل از هفت سالگی است. کودک در این مرحله مفهوم زمان را به صورت یک جریان مستمر تلقی نمی کند او فکر می کند که آدمهای مسن تر در یک سن باقی می مانند بنابراین مادر و مادربزرگ هم سن هستند.

ممکن است چنین درکی از زمان و سالهای هشت نه سالگی در کودک وجود داشته باشد اما کودک بعد از هشت، نه سالگی مفهوم توالی وقایع را در زمان درک می کند که چون زودتر متولد شده پس بزرگتر است یا برعکس چون بزرگتر است زودتر متولد شده. همچنین او مفهوم استمرار یا بقای تفاوتهای سنی را درک می کند یعنی اگر من 5 سال بزرگتر هستم همیشه 5 سال بزرگتر خواهم بود. همچنین کودک از نه تا ده سالگی به بعد می تواند مفهوم زمان را مستقل از فاصله و مکان دریابد.

راهای افزایش تمرکز در کودکان

راههای عملی جهت افزایش تمرکز در کودکان

مجموعه: روانشناسی کودکان

 

 

 

افزایش تمرکز در کودکان

حتما روزهایی را که در کلاس درس نشسته و در فکر و خیال بودید، به خاطر دارید. همین موقع معلم صدای‌تان می‌کرد و رشته افکار از دست‌تان در می‌رفت و قادر به جواب دادن سؤال معلم نبودید. کودک شما هم چنین تجربه‌ای را خواهد داشت. کودکان و نوجوانان این روزها کارهای زیادی انجام می‌دهند، از جست‌وجو در اینترنت گرفته، تا بازی‌های کامپیوتری و... این حواس‌پرتی‌ها با توجه و تمرکز آنها در حال رقابت است.

 

با این همه مسائلی که ممکن است باعث وقفه در کار شود کودکان به سختی می‌توانند بر آنچه در حال انجام آن هستند تمرکز کنند اما کمک به کودکان برای ایجاد نظم و استراتژی‌های تمرکز و مهارت‌های تمرکز در سنین پایین ضامن موفقیت آنها در دبیرستان،‌ دانشگاه و حتی محل کار خواهد بود. در اینجا برخی از راهنمایی‌های عملی و نکاتی که والدین برای تمرکز کودک‌شان می‌توانند استفاده کنند را بررسی می‌کنیم.

افزایش تمرکز در کودکان به وسیله توافق رسیدن با کودک
بهتر است کودک بداند بعد از آمدن از مدرسه چه کاری باید انجام دهد. اگر مایل است اول تلویزیون ببیند و بعد به تکالیف خود بپردازد، این را تعیین کنید و با هم به توافق برسید یا اینکه بهتر است بداند از او انتظار می‌رود بعد از یک چرت کوتاه شروع به انجام تکالیفش کند. برای کودک‌تان توضیح دهید که شما مسئولیت‌های مهمی در خانه، ‌محل کار و جامعه دارید اما تنها و مهم‌ترین مسئولیت فرزندتان در حال حاضر یادگیری و آموزش است. هرچه زودتر انتظارات و برنامه منظم یادگیری و انجام تکالیف را مشخص کنید، راحت‌تر می‌توانید آن را تبدیل به یک روال معمول کنید. یک تمرین خانوادگی انجام دهید به این ترتیب که اجازه دهید فرزندان بزرگ‌تر الگوی کوچک‌تر‌ها باشند و زمانی که آنها مشغول انجام تکالیف و مطالعه هستند بزرگ‌ترها هم به آنها کمک کنند و برنامه خود را در مورد آنها هم به کار گیرند.

افزایش تمرکز در کودکان با تنظیم قوانین
هیچ‌چیز بیشتر از این تمرکز فرزندتان را به هم نخواهد زد که وقتی در حال انجام تکالیف است کودک همسایه در بزند و از او بخواهد برای بازی با او همراه شود در حالی که باید تکالیفش درست و مرتب انجام شود قبل از آنکه برای بازی به بیرون برود. با تنظیم قوانینی مثل تعیین زمان مشخص برای انجام تکالیف، این پیام را برسانید که کار مدرسه بر هر چیزی ارجحیت دارد. همچنین بفهمانید تا پایان انجام تکالیف و کنترل آن، تلویزیون یا تماس تلفنی، بازی‌های ویدئویی و... تعطیل است.

با دادن جایزه  تمرکز در کودکان را افزایش دهید
جایزه دادن به کودک اگر افراطی باشد می‌تواند تبدیل به باج شود اما حقیقت این است که انسان به تقویت مثبت،‌ پاسخ می‌دهد. اگر فکر می‌کنیدپاداش باعث ایجاد انگیزه در فرزندتان می‌شود از جایزه پولی یا غذایی خودداری کنید و در عوض پاداش را براساس گذران وقت با یکدیگر قرار دهید. از فرزندتان بپرسید چه کارهایی دوست دارد با شما انجام دهد و یک هدف ماهانه برای آن تنظیم کنید. یک جدول انجام تکالیف ایجاد کنید. برای هر تکلیفی که منظم انجام شده به فرزندتان یک ستاره بدهید. این ستاره‌ها می‌تواند بخشی از کاری باشد که آخر ماه قرار است انجام دهید؛ مثل خرید یک کتاب جدید یا به پارک رفتن، دوچرخه سواری یا سینما.

افزایش تمرکز در کودکان با اصل تشویق و مثبت بودن
حتی با بهترین مقاصد و شرایط مطلوب مطالعه، نشاندن بچه‌ها و ایجاد تمرکز در کودکان یک چالش بزرگ است، به خصوص اگر مشکلاتی مانند عدم توجه و تمرکز داشته باشند اما با تمرین، صبر، پشتکار و مثبت بودن ظرف یک ماه یک روال منظم می‌تواند شکل بگیرد. یادتان باشد که از جملات مثبت و ستایش کلامی استفاده کنید. تنبیه فقط کار را سخت‌تر می‌کند و آنها را از تلاش باز ‌می‌دارد. آنها را به خاطر کاری که انجام دادند تشویق کنید نه برای نتیجه کار. مثلا بگویید: «حالا دیگه می‌تونی حروف را به اندازه مناسبش بنویسی، آفرین.» یا «خوشحال می‌شم می‌بینم تکلیفتو مرتب و تمیز می‌نویسی.»

برای افزایش تمرکز در کودکان از موبایل بپرهیزید 
خودتان می‌دانید که پیامک و ای‌میل چقدر می تواند در از بین بــردن تمرکز در کودکان موثر باشد. کودک‌تان باید بداند که در طول انجام تکالیف نمی‌تواند از گوشی‌اش استفاده کند. اگر سؤالی وجود داشت که شما قادر به پاسخگویی آن نبودید، می‌توانید اجازه دهید یک تلفن کوتاه با همکلاسی‌اش داشته باشد.

در جهت افزایش تمرکز در کودکان با او ارتباط ایجاد کنید
با اولیای مدرسه درباره تکالیف خانه و نحوه ایجاد تمرکز در کودکان تعامل داشته باشید. یک برگه تهیه کنید و جزئیاتی را که در خانه هنگام انجام تکالیف فرزندتان به نظرتان می‌رسد یادداشت کنید و اولیای مدرسه را هم در جریان قرار دهید. همکاری با معلمان و مربیان مدرسه کودک‌تان برای گرفتن توصیه و حمایت مهم است. آنها ممکن است پیشنهادهایی را در نظر داشته باشند که شما متوجه آنها نباشید. ایده‌های جدید را امتحان کنید، با آنها همکاری کنید تا با یکدیگر اهداف کوتاه مدت و بلند مدت را تعریف کرده و انتظارات‌تان را مشخص کنید.

مدیریت افزایش تمرکز در کودکان
احتمالا من و شما می‌توانیم برای مدتی در محلی که صدای تلویزیون یا ضبط می‌آید کمی مطالعه کنیم؛ اگر چه کار آسانی نیست، اما از کودک نمی‌توان انتظار داشت در جایی که دور و برش خوراکی، اسباب‌بازی، تلویزیون روشن یا هر وسیله مزاحم دیگری وجود دارد، تکالیفش را انجام دهد. اگرچه از بین بردن حواس پرتی تقریبا غیرممکن است اما راه‌هایی برای مدیریت و کاهش تعداد مواردی که باعث ازبین رفتن تمرکز کودک می‌شود وجود دارد. با این تکنیک شروع کنید که هنگام انجام تکالیف هیچ خبری از تلویزیون، ‌تلفن و کامپیوتر نیست تا زمانی که تکالیف تمام شود. سکوت مطلق لازم نیست زیرا محققان به این نتیجه رسیده‌اند که برخی موسیقی‌های کلاسیک و بدون کلام در افزایش تمرکز نقش دارند. اگر فرزندتان به موسیقی علاقه دارد می‌توانید یکی از قطعات باخ،‌ موتزارت یا بتهوون را برایش پخش کنید.

او روش خودش را دارد
کودکان نیاز دارند که ارزش مطالعه آنها دیده و درک شود اما به یاد داشته باشید افراد راه‌های مختلفی برای یادگیری و پردازش اطلاعات انجام می‌دهند. باید روشی را که در مورد فرزندتان بهتر جواب می‌دهد، پیدا کنید. برخی کودکان راه می‌روند و بلند بلند درس می‌خوانند. برخی دیگر دراز می‌کشند ودرس می خوانند. برخی هم به سکوت نیاز دارند. شما باید درباره روش مطالعه فرزندتان انعطاف‌پذیر باشید. توانایی تمرکز و حفظ عادات مطالعه خوب جزء مهارت‌های زندگی است که باعث موفقیت فرزندان در تمام جنبه‌های زندگی می‌شود.

برای افزایش تمرکز جای مشخصی برای مشق نوشتن داشته باشد
ایجاد یک محل تعیین شده در خانه برای مطالعه بسیار مهم است. این مکان باید میز و جایی برای کتاب‌ها و دفترها داشته باشد. تلاش کنید این مکان در جای کم‌تردد و ساکت خانه باشد تا کودک بتواند بر حواس‌پرتی‌اش غلبه کند. این نقطه باید دارای تهویه مناسب و روشنایی کافی باشد. اگر کودکان برای تکالیف مدرسه به کامپیو‌تر احتیاج داشتند، سعی کنید آن را در مکانی عمومی و نه در اتاق خواب قرار دهید زیرا شما باید بتوانید آنها را از اجرای بازی‌های کامپیوتری، چت‌کردن یا فرستادن ای میل و گردش در اینترنت برای سرگرمی در زمان انجام تکالیف منع کنید. اگر شما بیش از یک فرزند دارید و آنها می‌توانند با هم کار کنند این خیلی خوب است اما در واقع شاید مجبور باشید مناطق جداگانه برای هرکدام از فرزندان‌تان در نظر بگیرید.

شما هم مشق شب بنویسید
اگر برای‌تان امکان دارد همزمان با فرزندتان به کارهایی که باید انجام دهید، بپردازید. این ممکن است باعث شود برخی کارها را به خانه بیاورید؛ کارهایی مانند پرداخت صورتحساب، چک کردن پست الکترونیک و ... وقتی فرزندتان ببیند شما هم دارید همین کار را می‌کنید بیشتر تمرکز می‌کند. 

سؤالات مهم درس 5 تا 9 اجتماعی

سؤالات مهمی از درس 5 تا 9 اجتماعی را می بینید.

اعتماد به نفس در کودکان

روشهای تقویت اعتماد به نفس در کودکان

 

اعتماد به نفس مناسب، سلاح کودک در برابر چالش های دنیاست. کودکانی که احساس خوبی در مورد خود دارند، راحت تر می توانند با مشکلات محیط اطراف مقابله کنند.در ادامه نکاتی را برای تقویت اعتماد به نفس کودکان معرفی خواهیم کرد.

تقویت اعتماد به نفس کودکان با چند روش

اعتماد به نفس مجموعه ای از باورها و احساساتی است که ما در مورد خود داریم و در واقع درک ما از خودمان است. این که ما چگونه خود را تعریف می کنیم روی انگیزه ها، نظرات و رفتارهای ما تاثیرگذار بوده و در احساسات ما موثر است.
شکل گیری الگوی اعتماد به نفس، خیلی زود در زندگی آغاز می شود. مثلا یک کودک نوپا که راه رفتن را برای اولین بار تجربه می کند، دچار حس انجام یک کار می شود که باعث تقویت اعتماد به نفس می شود. یادگیری برخاستن پس از تلاش های ناموفق قبلی به کودک می آموزد که او می تواند.

روش هایی برای تقویت اعتماد به نفس در کودکان 

کمک در منزل اعتماد به نفس کودک را افزایش می دهد
کار کردن در خانه همچنین کمک می کند که کودک با شرکت در محیط اجتماعی، به تدریج روند بزرگ تر شدن و رشد را طی کند و با مسائل بزرگسالی هم آشنا شود. مسئولیت پذیری مهم ترین نکته ای است که کودک در جریان این کار ها فرا خواهد گرفت.

بررسی ها نشان داده است، دانشجویانی که در دوران تحصیل افت درسی واضحی دارند یا ترک تحصیل می کنند، بیشتر از کسانی بوده اند که در کودکی به هیچ وجه به کار وادار نشده اند و مسئولیت خاصی به غیر از درس خواندن نداشته اند. همین نکته شاید برای ترغیب والدین به لوس نکردن کودکان و به کار گرفتن آنان کافی باشد.

 

همچنین بخوانید : راه و روش های بسیار کاربردی و جالب بچه داری

کودکان حرف های والدین را بسیار جدی میگیرند

  1. جملات والدین باور محکمی برای کودکان می شود
    تمام والدین برای افزایش و تقویت اعتمادبه نفس فرزندشان تلاش می کنند. کودکی را تصور کنید که برای اولین بار تصمیم دارد از یک پارچ آب برای خودش آب بریزد. اولین واکنش پدر و مادر ها معمولا این است:عزیزم! حواست رو جمع کن آب رو نریزی. اما به نظرتان این جمله چطور است؟ باریکلا که خودت برای خودت آب می ریزی، عزیزم! 
    حتما شما هم چند بار در دوران نوجوانی چنین جمله هایی را به زبان آورده اید:آرزو دارم این کار را انجام دهم، اما نمی توانم. این جمله های منفی که ناشی از ناتوانی در انجام امور است، به رفتار والدین مرتبط است. کودکان دقیقا از رفتار پدران و مادران الگوبرداری می کنند. پس اگر مشغول انجام کاری هستید و مستاصل هم شده اید، از این جمله استفاده نکنید:رییسم خواسته این فایل را روی سیستم پاورپوینت اجرا کنم اما اصلا نمی توانم تا آن موقع این کار را انجام دهم. با بیان چنین جمله هایی غیرمستقیم به فرزندتان نداشتن اعتمادبه نفس را منتقل می کنید. حتی اگر قادر به انجام کاری نیستید، مثبت صحبت کنید:رییسم خواسته این فایل را روی سیستم پاورپوینت اجرا کنم. هنوز نتوانسته ام ولی تمام تلاشم را انجام می دهم و مطمئنا به نتیجه دلخواهم می رسم. با یک برنامه ریزی صحیح حتما می توانم انجامش دهم. در تمام این مدت فرزند شما به گفته هایتان گوش می دهد و به اینکه با یک کار سخت چگونه برخورد می کنید، توجه دارد. 
      
    3. اجازه ریسک به کودکان دهید
    به فرزندتان بیاموزید حتی اگر نتیجه نهایی آنچه انتظارش را داشته، نباشد، اینکه راه مورد علاقه خود را انتخاب و برای انجام آن تلاش کند، ارزشمند است و بخش زیادی از کار را پیموده است اما این تفکر مخصوص افرادی است که اعتمادبه نفس دارند و از به نتیجه نرسیدن نمی ترسند. فرزندتان را ترغیب کنید در فعالیت های گروهی در مدرسه مانند عضویت در تیم های ورزشی، گروه های موسیقییا حتی گروه های علمی شرکت کند. با این کار او فرصت نشان دادن توانایی هایش را به دست می آورد و حتی ممکن است در این گروه ها به عنوان سرگروه نقش هایی را برعهده بگیرد که در تقویت اعتمادبه نفس او نقش زیادی خواهد داشت. 
      
    4. حق انتخاب را از کودکان نگیرید
    وقتی برای خرید لباس کودک می روید، به هماهنگ کردن رنگ های لباس های مختلف توجه می کنید اما ممکن است فرزندتان رنگ هایی را انتخاب کند که خیلی هم با هم جور نیستند و شما دوست ندارید لباسی با آن رنگ ها بپوشد.

 

گام هایی برای تقویت اعتماد به نفس کودکان

 

اینکه کودک شما چند رنگ ناهماهنگ را انتخاب کند، خیلی بهتر از این است که همیشه شما انتخاب کنید. به او حق انتخاب بدهید. بخش مهمی از شکل گیری اعتمادبه نفس کودک به انتخاب های مستقل او بستگی دارد. حتی اگر انتخاب های درست و بجایی نباشد. مطمئن باشید پس از چند بار، انتخاب های درستی خواهد داشت چون به خودش اعتماد دارد. 
  
5. در تشویق هایتان زیاده روی نکنید
برای تشویق کودکتان هم حد و مرزی قائل شوید. اینکه دختر 10 ساله شما از دستمال کاغذی برای پاک کردن لبش هنگام غذاخوردن استفاده می کند امری بدیهی است و نیازی نیست بابت این کار هدیه ای دریافت کند. بچه ها خیلی سریع همه چیز را می آموزند و شما به صورت ناخودآگاه به این دلیل که حس پدر و مادری دارید، آن ها را تشویق می کنید. اینکه کودک را تشویق می کنید، بسیار عالی است اما به او حسی واقعی ببخشید و این حس را اغراق آمیز نکنید.

نمونه سؤال ریاضی- فصل عددنویسی و الگوها

سؤالات خوبی از فصل عددنویسی و الگوها را برایتان آورده ام.

نمونه سؤال ریاضی- فصل کسرها

سؤالات زیر از فصل کسرهاست و تقریبا مجموعه کاملی است.

فایل های ضمیمه :

روش تدریس ریاضی در ژاپن

 

روش تدریس ریاضی در ژاپن

در این روش، یک مسئله فقط یک جواب ندارد و فهم مسئله همان قدر ارزشمند است که حل آن و اساساً پیدا کردن پاسخ سوال همراه با تبیین روش و یا روش های حل ان است که اصالت پیدا می کند. معلمان ژاپنی در کلاس های درس - به ویژه درس ریاضی- به طور حرفه ای با دانش آموزان روبه رو می شوند. انها بیش از یافتن پاسخ برای سوال ، بر فرایند فهم و حل مسئله تأکید می ورزند. معلمان ژاپنی بخش قابل توجهی از وقت کلاس را به تبیین توضیح و تفهیم مسائل می گذرانند. انها به جای این که نقش خود را در حد تأکید یا ردّ پاسخهای دانش آموزان در کلاس درس پایین بیاورند با فراهم آوردن زمینه های لازم برای تبادل نظر و تعامل میان دانش آموزان در ارتباط با مسائله، فهم آن و یافتن راههای مناسب برای حل آن معطوف می دارند و بر این مهم تأکید می کنند که فقط پاسخ مسئله کافی نیست؛ و چرایی ها و چگونگی ها نیز در فرایند حل مسئله بسیار مهم و حیاتی هستند.


در این مقاله با بیان نمونه ای عینی از یک کلاس درس ریاضی پنجم ابتدایی در ژاپن، تلاش می شود تا ساختار، روش و ویژگی های برجسته این کلاس درس تبیین شوند. برای این کار، ابتدا ساختار ‏آموزش ریاضی را در کلاس های درس دوره ابتدایی توصیف می کنیم. سپس با ارائه یک نمونه از آموزش مفاهیم پایه هندسه در کلاس پنجم ابتدایی، به بیان برخی از مهمترین روش های توجه و تأکید بر تفکر دانش آموزان در جریان آموزش ریاضی می پردازیم.


هدف و روش تحقیق:‏   
هدف این مقاله بیان ساختار،روش و ویژگی های برجسته کلاس درس ریاضی دوره ابتدایی در ژاپن است. روش هایی که معلّمان و دانش آموزان را در تعامل با یکدیگر یاری می دهد تا آموزش اثر بخشی را در کلاس درس ریاضی سازماندهی کنند و در مسیر دستیابی به هدف های آموزشی به پیشرفت های تحسین برانگیزی نایل شوند. روش هایی که در آموزش ریاضی بیشتر بر پایه فهم مسئله استوار است و به جای تمرکز بر روش سخنرانی معلم (معلم محور)، به روش مباحثه ای دانش آموزان (دانش آموز محور) متمرکز شده است و می کوشد تا بیش از توجه به هدف ها و انتظارهای یاددهنده به توانایی ها، نیازها و فعالیت های یادگیرنده در فرایند یاددهی- یادگیری توجه و تأکید کند.‏


در این مطالعه از روش پژوهش توصیفی و برای جمع آوری اطلاعات از روش های مشاهده و مصاحبه استفاده شده است. نگارنده با دست کم مشاهده یک روزه از کلاسهای درس ریاضی یارده مدرسه ابتدایی در استان گیفو، آی چی و  می یه و مصاحبه با معلمان آنها در زمینه روس های آموزش ریاضی و نقش فعالیت دانش آموزان در فرایند یاددهی- یادگیری، کوشیده است ویژگی های اصلی روش آموزش ریاضی معلمان ژاپنی در درس ریاضی را تبیین کند. به علاوه، برای مطالعه موردی نیز استفاده شده است. مدرسه ابتدایی کومنو در شهر ناگویا به عنوان نمونه مورد مطالعه برگزیده شده است. محقق به عنوان مشاهده گری فعال بیش از بیست و یک ساعت به مشاهده منظم و ضبط دیداری- شنیداری کلیه فعالیت های آموزشی کلاس درس ریاضی سال پنجم ابتدایی(درس آموزش مفاهیم پایه هندسه)پرداخته است. همچنین پس از تجزیه و تحلیل مشاهدات در مصاحبه هایی با معلمان مدرسه ابتدایی کومنو، به ویژه معلم کلاس پنجم آن (آقای ایشی کاوا) در زمینه های مختلف مربوط به آموزش ریاضی، روش های تدریس و فرهنگ آموزش ریاضی در ژاپن، راه های پرورش حرفه ای معلمان در عرصه بهبود کیفیت آموزش ریاضی و نقش برنامه های درسی و محتوای آموزش ریاضی در بکارگیری روشهای نوین تدریس ریاضی در کلاس درس به گفت وگو نشسته است.‏


روش آموزش ریاضی در دوره ابتدایی
کلاس های درس ریاضی در دوره ابتدایی ژاپن بیشتر از قاعده و قالب مشخّصی پیروی می کنند و تا حدود زیادی از فرایند تعریف شده و قابل پیشبینی تشکیل شده اند. این گونه کلاس ها معمولا با طرح یک مسئله از سوی معلم آغاز می شوند. مسئله ای که معلم برای ایجاد انگیزه تفکر در دانش آموزان آن را در طرح درس خود آورده است. سپس دانش آموزان دقایقی برای یافتن پاسخ مسئله به تنهایی یا به کمک یک دیگر به تفکر می پردازند. پس از این که بیشتر آنان حداقل یک راه حل مشخص را برای مسئله پیدا می کنند، بحث پیرامون راه های مختلف حل مسئله آغاز می شود. معلم از بعضی از دانش آموزان می خواهد تا به ترتیب پای تخته سیاه بیایند و روش خود را برای حل مسئله توضیح دهند. پس از توضیح هر یک از دانش آموزان، معلم از آنها می خواهد تا نظر  خود را درباره راه حل های ارائه شده بیان کنند و دانش آموزان به طور آشکار در اظهار نظر در اثبات یا نفی راههای ارائه شده می پردازند.

 

پس از بیان راه حل های مختلف در ارتباط با مسئله مطرح شده، معلم از دانش آموزان می خواهد تا راه حل های ارائه شده را با یک دیگر مقایسه و با محتوای کتاب درسی تطبیق دهند. در این مرحله است که دانش آموزان کتاب های درسی خود را می گشایند و راه حل های خود را با آنچه در کتاب بیان شده است، مقایسه می کنند. آنگاه معلم از دانش آموزان می پرسد:"آیا کسی راه حل دیگری متفاوت با آنچه بیان شد، پیدا کرده است؟ آیا روشی متفاوت با آنچه در کتاب بیان شده است پیدا کرده اید؟" پس از پاسخ احتمالی دانش آموزان به این سؤالات که بیشتر برای جلب توجه دانش آموزان به ادامه بحث مطرح می شوند، معلم خود به مقایسه ای کوتاه میان راه حل های ارائه شده می پردازد و آنها را در ارتباط با محتوای کتاب درسی تبیین می کند. آنگاه از دانش آموزان می خواهد اگر سؤالی دارند مطرح کنند و در نهایت از آنها می خواهد که کل جریان کلاس را مرور، بازبینی و ارزیابی کنند و حاصل را در یک بند (پاراگراف) در دفترچه های خود بنویسند. یادداشت های دانش آموزان در دقایق پایانی کلاس به عنوان جمع بندی مباحث کلاس تلقی می شود، ارزیابی آنها از کلاس درس را نشان می دهد.این خود منبعی برای خوداندیشی معلم و دانش آموزان و راهنمایی برای بهبود فرایند یاددهی- یادگیری به حساب می آید.

 

کلاس درس مورد مطالعه: آموزش مفاهیم پایه هندسه
در این درس، ابتدا معلم کلاس شکل هندسی مشخّصی را که متناسب با محتوای کتاب درسی تهیه کرده بود، روی تخته سیاه قرار داد(شکل شماره1). آنگاه از دانش آموزان سؤال کرد:"آیا می دانید این شکل چه نام دارد؟" "در کجا شکلی شبیه این را دیده اید؟" بعضی از دانش آموزان پاسخ دادند که شبیه این شکل را در پارک کودکان دیده اند. سپس معلم از دانش آموزان پرسید: "چگونه می توانیم مساحتهای قسمت های 1،2،3،4را محاسبه کنیم؟" برای درک بهتر مسئله معلم از اشاره کودکان استفاده کرد و شکل هندسی ارائه شده را با گوشه ای از پارک کودکان تطبیق داد. او بخش های 1،2،3،4 را به قسمت چمن پارک کودکان و بخش… را به پیاده رو تشبیه کرد و با تکرار مجدد مسئله،از دانش آموزان خواست به مدت ده دقیقه به تفکر بپردازند و راه حل مسئله را پیدا کنند.

 

در این فاصله، معلم به میان دانش آموزان آمد و به سؤالات آنها پاسخ داد. برخی دانش آموزان از معلم خواستند که صورت مسئله را دوباره توضیح دهد. معلم دانش آموزانی را که هنوز مسئله را کاملا متوجه نشده بودند، پای تخته سیاه گرد آورد و بار دیگر مسئله را توضیح داد. آنگاه، پس از آن که دریافت که بیشتر دانش آموزان راه حل مشخّصی را برای مسئله پیدا کرده اند، از آنان خواست تا پای تخته سیاه بیایند و راه حل خود را توضیح دهند.

 

شش دانش آموز از فرصت داده شده استفاده کردند و راح حل های خود را ارائه دادند.در اینجا به ذکر دو مورد اشاره می شود. یکی از دانش آموزان (خانم تاکاهاشی) توضیح داد: «چون این شکل هندسی یک متوازی الاضلاع است، از روش محاسبه مساحت متوازی الاضلاع حل می شود؛ با این تفاوت که باید مساحت قسمت…یعنی پیاده روها از آن کم شود. در این صورت، مساحت شکل هندسی به دست می آید». دانش آموز دیگری (آقای کوزاوا) راه حل خود را این گونه توضیح داد:«قسمت…در شکل هندسی که به صورت پیاده روها ظاهر شده است، شکل هندسی ارائه شده را در قالب چهار ذوزنقه نمایان می کند. پس محاسبه مساحت چهار ذوزنقه و جمع آنها، پاسخ مسئله را به دست می دهد.

 

منبع

محمدرضا سرکار آرانی / فرهنگ آموزش در ژاپن / انتشارات روزنگار